www.zibaweb.com  زیبا وب ،سایت مفید برای مدیران ایرانی

 دلایل اهمال کاری کارمندان چیست؟،چراکارمندان انجام کارها را به تاخیر می اندازند،نقش مدیر در برخورد با اهمال کاری در سازمان چیست،چرا تاخیر در تصمیم گیری؟،چرا دانشجویان کارهای خود را به تاخیر می اندازند،روش برخورد با کارمندانی که کارها را با تاخیر انجام می دهند چیست؟

گرداوری حمید رضا ترکمندی

آسيب شناسي اهمال كاری ،دلایل اهمال و روش هایی برای غلبه بر آن(کارها را به تاخیر نیاندازید)

 

           عدم انجام كارها چيزي فراتر از پرهيز از كارهاست. اهمال كاري به تعبيري كه آليس آن را به كار مي برد، نوعي سندرم فرد است. يعني كاري را كه تصميم به اجراي آن گرفته مي شود و آن كار حداقل مي تواند در آينده براي فرد نتايجي را در برداشته باشد بدون دليل به آينده محول مي شود. اما در عين حال عدم انجام آن نيز به زيان فرد است و از اين بابت خود را سرزنش مي كند. چنين فرآيندي فرد را وادار مي كند كه براي موجه جلوه دادن عادت مورد نظر دلايل متعددي را بياورد، بگونه اي كه به گفته فستينگر، بتواند درگيري هاي ذهني و ناهماهنگي هاي شناختي خود را مرتفع سازد. فرد اهمال كار مجبور است در قبال تعلل ورزيدن و همزمان سرزنش كردن خويش از خود دفاع نمايد. بدين ترتيب از يك سو براي عدم انجام كارهايش دليل تراشي مي كند و از سوي ديگر انجام كارش را به آخرين دقايق موكول مي كند. در ديدگاه آليس چنين فرايندي غيرقابل دفاع بوده و نوعي شكست تلقي مي شود.
            از ويژگي هاي افراد اهمال كار تأخير در تصميم گيري است. اهمال كاري مزمن در تصميم گيري باعث اهمال كاري مزمن در انجام وظايف مي شود، زيرا فرد اهمال كار نمي تواند تصميم بگيرد كه چه فعاليت هايي را در چه زماني و براساس اولويت بندي بايد انجام دهد. (بسويك و همكاران،
۱۹۸۸)
             افراد غيراهمال كار نيز ممكن است گهگاه دچار رفتار تأخيري شوند. اما اين رفتار در مورد فرد اهمال كار تفكرات عميق آنها را تحت تأثير قرار مي دهد. تفكرات عميق در مورد يك فرد اهمال كار منجر به بروز رفتارهاي تأخيري به اشكال گوناگون مي شود. بعلاوه ممكن است اين تفكرات حتي زودتر از مشاركت آنها در انجام كارها ظاهر گردد. (اسپكتر،
۲۰۰۱)
شايد لازم باشد كه تصميم گيري در مورد برخي از موضوعات به تأخير بيفتد. به عنوان مثال اگر هيچگونه فشار زماني وجود نداشته باشد، زماني كه اطلاعات كافي جهت اتخاذ يك تصميم آگاهانه وجود ندارد، زماني كه اطلاعات و موضوع از نظر ادراكي پيچيده هستند و نمي توان اين سطح از پيچيدگي ادراكي را برطرف كرد و يا زمان بيشتري جهت بررسي موضوع لازم است، وقتي ساير مسائل فوري با اولويت برتر وجود دارد كه در آن واحد نيازمند توجه هستند و يا وقتي كه پيامدهاي تصميم گيري آنقدر مهم هستند كه تفكر بيشتري در مورد موضوع لازم است، بهتر است كه تصميم گيري را به تعويق انداخت. اما اهمال كاري مزمن در تصميم گيري و انجام وظايف باعث ايجاد واكنش هاي پراسترس در فرد مي شود كه شامل حس از دست دادن كنترل نسبت به زندگي خود (احساس گرفتاري) توأم با پيامدهاي ناخوشايندي در زمينه بهداشت جسمي و ذهني مي باشد . (دي لانگيز، فولكمن و لازاروس- 1982  ، تايس و با ميستر - 1977 )

             از جمله دليل تراشي ها و افكار غيرمنطقي كه فرد را به سوي مسامحه و اهمال كاري سوق مي دهند عبارتند از:
- به تأخير انداختن كارها باعث عملكرد دقيق شده و موجب حفظ اعتماد به نفس مي شود.
- تأخير، فشار را از بين مي برد و شخص مي تواند آزادانه و آسان كارش را انجام دهد.
- اين كاري است كه سال ها آن را انجام داده ام و تقريباً از آن خسته شده ام، پس ديگر ميلي به انجام آن ندارم.
- تأخير و انجام دادن كار در آخرين لحظات باعث صرفه جويي در وقتم خواهد شد.
- امروز كاري بهتر و لذت بخش تر در پيش رو دارم كه با از دست دادن آن معلوم نيست فردا چنين وضعيتي داشته باشم، پس همان بهتر كه كار امروز را به فردا موكول نمايم و ...
                  مسامحه كارها اغلب از رفتار اشخاص كارآمد برداشت غيرواقع بينانه اي دارند. ممكن است گمان كنند كه اشخاص موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. تصور كاملاً غير واقع بينانه اي است. اغلب اوقات ناچار با موانع مختلفي رو به رو مي شويد. اگر به راحت بودن زندگي معتقديد و اگر خيال كنيد كه ديگران تلاش نمي كنند، به اين نتيجه مي رسيد كه مشكلي در كار شما وجود دارد و در نتيجه در برخورد با هر مشكل از آن صرفنظر مي كنيد، ميزان تحملتان كم مي شود. پركارها مي دانند كه زندگي پر از سختي است، مي دانند كه در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است، در نتيجه در هنگام برخورد با موانع، خيلي ساده آنها را مي پذيرند و در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي آنها مي روند.
            اغلب،مسامحه كارها و اهمال كاران را فاقد مسئوليت مي نامند اما مسئله اصلي آنها چيز ديگري است. مشكل اين افراد اين است كه موفقيت را بيش از حد مهم مي دانند و در نتيجه به جاي آنكه به استقبال خطر بروند از آن مي گريزند. اشخاصي كه از شكست مي ترسند اغلب عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند، وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند.
            همچنين بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم و معتقديم كه بهترين شدن پاداش ويژه دارد. متأسفانه كمال گراها ستاره را هدف مي گيرند و جز هوا نصيبشان نمي شود. منظور اين نيست كه داشتن معيارهاي سطح بالا چيز بدي است. اما كمال گرايي وسواس گونه راه مناسبي براي بالا بردن كيفيت نيست. فرد كمال گرايي مطرح مي كرد كه شخصاً وقتي بيش از اندازه تلاش مي كنم و به خود فشار مي آورم تا كارم را به نحو عالي انجام دهم طوري كه بدون عيب و نقص باشد، تحت فشار رواني قرار مي گيرم كه تن به دفع وقت مي دهم و دستم به كار نمي رود. برعكس وقتي معيارهايم را تخفيف مي دهم، احساس آرامش بهتري بر من حاكم مي شود و مفيدتر و خلاق تر مي شوم. ما اينگونه وسواس ها در انجام كار شيوه مناسبي براي بالا بردن كيفيت نيست.

           اهمال كارها در مواقعي دقيقاً عكس افراد موفق عمل مي كنند. افراد موفق اغلب به خاطر كاري كه مي كنند به خود امتياز مي دهند و احساس هيجان دارند، اما مسامحه كارها و اهمال كاران پيوسته خودشان را دست كم مي گيرند. در اين شرايط در پايان روز احساس خستگي شديد مي كنيد و به نظرتان نمي رسد كه كار ارزشمندي كرده باشيد.
مسامحه كارها و اهمال كاران اغلب به خود مي گويند:« بايد فلان كار را انجام دهم، بايد شروع كنم... »عبارت هاي بايد دار معمولاً موثر نيستند، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند. در نتيجه شرايطي فراهم مي سازد كه شما از انجام آن خودداري مي كنيد. در همان لحظه اي كه به خود مي گوييد:«بايد اينكار را انجام دهم.» احتمالاً اين انديشه را در سر داريد.« اما حالا به انجام آن مجبور نيستم تا فرصتي ديگر صبر مي كنم .» گاهي اوقات هر چه بيشتر به خود بگوييد كاري صورت دهيد، انجامش به همان اندازه دشوار مي شود. كلمه بايد را از ذهن خود دور كنيد. به جاي اينكه بگوييد «بايد اين كار يا آن كار را بكنم.» بگوييد« بهتر است اينكار را انجام دهم.»
                  خيلي ها نيز به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كارهايي كه علاقه اي به انجام آن ندارند اهمال كاري مي كنند. بعضي اوقات نيز چون فكر مي كنيد كه ديگران با سلطه جويي از شما توقعات بيجا دارند تن به مسامحه مي دهيد و هزاران دليل ديگر.
             علي رغم اينكه اهمال كاري مجموعه وسيعي از عناوين و اولويت هاي تحقيقاتي را در دنيا به خود اختصاص داده، رابطه آن با انواع اختلالات شخصيتي به تأييد رسيده است، بطوريكه پيشرفت تعلل در كارها در درجات بالا جنبه مرضي و بيمارگونه به خود گرفته است كه نه تنها سلامت جسم و روان فرد را تهديد مي كند، بلكه صدمات جبران ناپذير اقتصادي و اجتماعي را ايجاد مي نمايد
.www.zibaweb.com
             پژوهشگران عوامل متعددي را در ارتباط با اهمال كاري شناسايي كرده اند مانند اضطراب، وابستگي (فراري،
۱۹۹۱) تنفر از انجام وظايف (سولومون و روتبلوم، ۱۹۸۴)، ترس از شكست (سولومون و روتبلوم، ۱۹۸۴)، ترس از ارزيابي منفي (فراري، ۱۹۹۲)، كمال گرايي(جانسون و سلاني، ۱۹۹۶)، عقايد غيرمنطقي (بريجز ورويگ، ۱۹۹۷)، عزت نفس پايين (فراري، ۱۹۸۲)، عادات نادرست در مطالعه (فراري، ۱۹۹۲)، ناتواني اكتسابي (مك كين، ،۱۹۹۴ واكر، ۲۰۰۰)
روتبلوم (
۱۹۸۴) با ارائه پژوهشي روي دانش آموزان دبيرستاني اعلام داشت كه بين اهمال كاري و افسردگي با ضريب همبستگي (۸۸/۰) رابطه معناداري وجود دارد. وي و همكارانش همچنين اعلام كردند كه ۵۰% از دانش آموزان آمريكايي حداقل نيمي از وقت خود را در انجام تكاليف درسي به تعلل مي گذرانند و ۳۸% آنها گاهي اهمال كار مي شوند. آنها همچنين معتقدند كه اهمال كاري تحصيلي بيشتر در زمينه آماده كردن كارهاي عملي در طول ترم رايج است تا درس خواندن براي امتحان (سنكال، ۱۹۹۵)
سالومون و روتبلوم(
۱۹۸۴) دريافتند كه تعلل با اضطراب در ارتباط است (مالوس، ۲۰۰۲) همچنين آليس و جيمز (۱۹۸۵)، علل اهمال كاري را خود كم بيني و ترس از شكست معرفي نموده و توزيع اهمال كاري در سطح جامعه را ۹۵% برآورد كرده اند(آليس، ۱۹۸۵).
نتايج تحقيقات افرت و فراري (
۱۹۸۹) و (۱۹۹۱) بيانگر رابطه بين تعلل و عزت نفس بود كه حاكي از اهميت توجه به عوامل عاطفي نيز هستند.(روندا، ۲۰۰۱)
شوونبرگ(
۱۹۹۵) كشف كرده است كه اهمال كاري مربوط به دو خصيصه مهم شخصيتي است: خودآگاهي يا بصيرت اندك (يعني تمايل به موفقيت، مسئوليت پذيري و توان فردي) و روان رنجوري(يعني بي كفايتي، اضطراب، بي ثباتي عاطفي و ترس از شكست) اين عوامل شخصيتي با نياز اهمال كار جهت حفاظت از خود انگاره ها در ارتباط هستند و موجب ايجاد سبك هاي مختلفي از اهمال كاري مي شوند (واكر، ۲۰۰۰)
همچنين خداشناس (
۱۳۷۳) در بررسي رابطه بين اضطراب و اهمال كاري بين ميزان اهمال كاري و اضطراب همبستگي مثبت (۸۶/۰) به دست آورده است.

                شواهدي وجود دارد كه اهمال كاري در دانشجويان با بدبيني و استرس رابطه مستقيم و با خوش بيني رابطه معكوس دارد (پاركر، ،۱۹۹۲ توكمان، ۱۹۹۱) مطالب ديگر پيرامون سازگاري نيز بطور غيرمستقيم بيانگر آن هستند كه خوش بيني ممكن است مربوط به اهمال كاري باشد. افراد خوش بين شايد با اطمينان خاطر بيشتر نسبت به آينده از يكسري روش هاي فعال انطباقي در مواجهه با مشكلات استفاده مي كنند و برعكس افراد بدبين بيشتر نسبت به آينده ترديد دارند و به استراتژي هاي مربوط به اجتناب و فرار از مشكلات متوسل مي شوند. (كارورو شيير، ۱۹۹۱)
                   تحقيقات نشان مي دهد كه وسواس هاي فكري در افراد داراي ارتباط زيادي با اهمال كاري در تصميم گيري است و وسواس هاي عملي داراي ارتباط زيادي با اهمال كاري اجتنابي و تصميم گيري هستند. نتايج نشان مي دهند كه افراد مبتلا به تمايلات باليني وسواس فكري و عملي در واقع دچار نوعي بي ارادگي اند.
رفتار اهمال كارانه داراي ارتباط مثبت با افسردگي، روان رنجوري، خود را دست كم گرفتن، فراموشكاري، اختلال و آشفتگي، تحريك پذيري غير عملي، هيجان جويي، عدم رقابتي بودن و كمبود انرژي است.
بوركا و يوان (
۱۹۸۳) اضطراب و ترس را عامل اصلي اهمال كاري مزمن براي حفظ اعتماد به نفس آسيب پذير مي دانند. اضطراب اجتماعي به اضافه ترس بيش از حد باعث مي شود كه برخي افراد جهت حفظ جايگاه اجتماعي خود از نظر زمان و انرژي كارها را به تعويق بيندازند.
كريست، جفرسون و ماركس (
۱۹۸۶) به ارزيابي فرد مبتلا به اختلال وسواس فكري _ عملي پرداختند و دريافتند كه اكثر افرادي كه در مراسم مذهبي اجتنابي شركت دارند، خود را در برابر علائم وسواس حفظ مي كنند. بعلاوه آنها گزارش كرده اند كه وسواس اجبار در بسياري فعاليت ها كند عمل مي كند.


نسخه اي براي اهمال كاري


برنامه پنج مرحله اي زير مي تواند به مفيد واقع شدن شما كمك كند:
مرحله اول: مشخص كنيد كدام كار است كه از انجام آن طفره مي رويد؟ آن را يادداشت نماييد و سود و زيان آن را تحليل نماييد. مزايا و زيان هاي انجام ندادن كار مورد نظر را با هم مقايسه كنيد و به آنها امتياز بدهيد.


مرحله دوم: برنامه ريزي كنيد. زمان شروع كار خود را دقيقاً مشخص نماييد. سپس فهرست مواردي را كه ممكن است شما را از شروع كار بازدارد تهيه كنيد و راه حل هايي را كه طرز برخورد با اين مشكلات را نشان مي دهد، بنويسيد
.


مرحله سوم :كار را ساده كنيد. اگر به جاي هدف هاي بسيار بزرگ و كمال طلبانه، هدف هاي واقعي و به نسبت ساده را انتخاب كنيد، كار دشوار ساده مي شود. به دو شكل مي توانيد كار بزرگ را به اجزاء كوچكتري تقسيم كنيد. يك راه براي اين كار انجام قدم به قدم كار است. براي مثال اگر تصميم گرفتيد كه ديوار اتاق را رنگ بزنيد، قدم اول انتخاب رنگ است و قدم دوم مراجعه به رنگ فروشي و خريد رنگ. مرحله بعد تهيه يك نردبان و... . راه دوم ساده كردن كار تقسيم بندي زمان است. زمان هاي كوتاه و محدودي را انتخاب كنيد. اينكار چند فايده دارد:
۱- كارهاي بزرگ را به كارهاي كوچك تقسيم مي كنيد كه در مدت كوتاه انجام پذير باشد. با اين رفتار دشواري كار كمتر به نظر مي رسد.
۲- مي توانيد بلافاصله پس از شروع به كار پانزده دقيقه را تمام كنيد. احساس انجام دادن كار اغلب از شدت تنش شما مي كاهد و انگيزه بيشتري توليد مي كند.
۳- به طفره رفتن از انجام كار وسوسه نمي شويد، زيرا هرگز مجبور نيستيد كه در هر زمان بيش از پانزده دقيقه كار كنيد. انجام كار حتي اگر ناخوشايند باشد در مدت كوتاه پانزده دقيقه قابل تحمل است.
۴- مي توانيد با كار كردن در فواصل زماني كوتاه خلاقيت بيشتري به خرج دهيد. نوشتن يا مطالعه گزارش در پاره وقت هاي كوتاه راحت تر است. به عبارت ديگر با تلاش كمتر بيشتر مي آموزيد و درك مي كنيد.
مرحله چهارم: مثبت فكر كنيد. انديشه هاي منفي مرتبط با كاري را كه انجامش را به تعويق مي اندازيد، يادداشت كنيد. با نوشتن افكار منفي متوجه مي شويد كه با طفره رفتن از كاري كه قرار است بكنيد در واقع خود را فريب مي دهيد. جاي افكار غيرمنطقي و غيرواقع بينانه يا شناخت هاي مخل انجام كار را با افكار منطقي يا شناخت هاي كارگرا عوض كنيد. براي مثال با خود مي گوييد بايد تمام اين ظرف ها را بشويم. اين تفكر همه يا هيچ است. مي توانيد به جاي اين جمله منفي به خود بگوييد، مجبور نيستم همه را امشب بشويم. اما گر دست كم تعدادي از آنها را بشويم احساس بهتري خواهم داشت.
مرحله پنجم: به خود امتياز بدهيد. وقتي كاري را كه از انجامش طفره رفته ايد شروع مي كنيد، بهتر است به جاي بي ارزش جلوه دادن كار از خود به خاطر كاري كه كرده ايد تشكر كنيد. اگر به خواسته خود نرسيديد، مي توانيد از تجربه اي كه كرده ايد درس بگيريد و به جاي آنكه خود را شكست خورده و ناكام بدانيد، زمينه را براي موفقيت هاي بعدي هموار سازيد.


****

منبع :   كتاب   " آسيب شناسي اهمال كاری  "-روزنامه همشهري -دوشنبه  14  فروردين  1385       http://www.linkestan.com/

از سایت www.Fekreno.org

 

.

www.zibaweb.com

سایرمطالب مرتبط با آموزش و پرورش ،معلمین،مشاوران، کلاس درس ، روش های تدریس و مدیریت

_صفحه اصلی سایت زیبا وبwww.zibaweb.com