واژه ها : بیجار ، بیجار گروس ، کردستان ، بیجار شناسی ، مقاله در مورد بیجار

www.zibaweb.comسایت زیبا وب بیجار   

 

آشنایی با بیجار گروس کردستان

نمايندگان بيجار گروس در مجلس شوراي ملي

تهیه و تلخیص : حمید رضا ترکمندی   از كتاب بيجار در گذر زمان اثر   آقاي محمد مريواني( كارشناس باستان شناسي)

 

بر اساس قانون انتخابات در 12 ذيقعده سال 1329 هجري قمري ايران به 27 ايالت و ولايت تقسيم گرديد و همچنين ملل متنوعه يا اقليتهاي نيز داراي كرسي نمايندگي شدند و تعداد نمايندگان ملت 136 نفر تصويب شد برابرهمين تقسم بندي ولايت گروس نيز داراي كرسي نمايندگي شد كه شامل بيجار و مضافات بوده و مركز حوزه انتخابيه هم شهر بيجار اعلام گرديد اما بيجار گروس نيز مانند ساير شهرستانها در دوره هاي اول و دوم مجلس به دليل شتاب در انتخابات بدون نماينده شدند و با اينكه براي آنان حق انتخاب نماينده صادر شده بود اما انتخابات در شهرستان صورت نگرفت و مجلس تنها با حضور نمايندگان تهران شروع به كار كرد تا اينكه سومين دوره مجلس در تاريخ 14 آذر سال 1293 شمسي 17 محرم 1333 ه.ق به وسيله احمد شاه قاجار افتتاح شد و از گروس نيز شيخ محمد حسن مجتهد گروسي به عنوان نماينده گروس وارد مجلس شد اما آغاز كار اين مجلس مقارن با وقوع جنگ جهاني اول بوده و به دليل مداخله بيگانگان و تهديد آنان به اشغال پايتخت كشور مسئله مهاجرت نمايندگان پيش آمد و بدين ترتيب مجلس سوم كمتر از يك سال دوام يافت و چهارمين دوره مجلس پس از پنج سال و هفت ماه و هشت روز فترت در اول تير 1300 شمسي به دست احمد شاه قاجار افتتاح شد و بازهم شيخ محمد حسن مجتهد گروسي به عنوان نماينده گروس انتخاب شد و در تاريخ 30 خرداد 1302 شمسي مجلس چهارم پايان يافت و نمايندگان دوره پنجم عمدتا با اعمال فشار ونفوذ رضا خان انتخاب شدند و در همين دوره مجلس بود كه انقراض سلسله قاجاريه تصويب شد و دوره پنجم در 22 بهمن 1302 شمسي افتتاح و در 22 بهمن 1304 شمسي خاتمه يافت و نمايندگان بيجار گروس در دوره هاي پنجم , ششم و هفتم در مجلس شوراي ملي ميرزا علي خان خطيبي ملقب به شكوه نظام اقبال الممالك بوده است و نماينده گروس در دوره هشتم و نهم ميرزا علي اكبر خان دبير سهرابي بوده است كه ايشان اهل قوچان خراسان بوده اند و بعد از ايشان سيد اسماعيل شيخ الا سلام ملايري با اينكه شخصي غير گروسي بودند پنج دوره مكرر يعني از دوره دهم تاچهاردهم به عنوان نماينده مردم گروس در مجلس شوراي ملي بوده است كه بعد از وي نيز شيخ عبدالحسين اورنگ ملقب به شيخ الملك و معين الاسلام در دوره هاي 15 , 16, 17, 18 و نوزدهم نماينده مردم بيجار گروس در مجلس شوراي ملي بوده كه وي از دوستان نزديك رضا خان پهلوي و اهل تهران بوده و در تهران با محترم السلطنه دختر عليرضا خان گروسي ازدواج كرد .

نماينده مردم گروس در دوره بيستم مجلس شوراي ملي شخصي به نام مصطفي ذولفقاري بوده كه وي اهل افشار زنجان بوده است اما از آنجا كه ايشان با تقلب توانسته بود انتخاب شود با شكايت و اعتراض بزرگ مردم بيجار گروس مواجه شود در نتيجه حكم وي تاييد نگرديد و از نمايندگي گروس خلع گرديد و اين عامل باعث شد تا گروس نه تنها در دوره بيستم بلكه در دوره بيست و يكم نيز در مجلس شوراي ملي بدون نماينده باشد و در دوره هاي 22 و 23 بهمن شاهدند كه وي نيز شخصي غير گروسي بود و به عنوان نماينده بيجار گروس در مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد امابعد از وي و در آخرين دوره مجلس شوراي ملي كه منتهيشد به آغاز انقلاب اسلامي دوره بيست و چهارم علي اوسط خان يگانه از خوانين گروس به عنوان آخرين نماينده مردم بيجار در مجلس شوراي ملي خدمت كرده است .

حسن علي خان امير نظام گروسي : www.Bijariran.com

حسن علي خان فرزند محمد صادق خان بن حاج نجفقلي خان بن محمد امين خان بن حسين علي خان بن لطفعلي خان بن محبعلي خان بن علي محمد خان بود مرحوم حسن علي خان در سال 1236 ه.ق در قصبه بيجار گروس متولد شد وي در سن هفت سالگي به لوازم درس و تحصيل پرداخت ودر علوم عربيت و ادبيت بعضي از علوم و فنون ديگر مهارتي به هم رسانيده تا از رجال بزرگ دولت ناصرالدين شاه گرديد امير نظام گروسي در تتبع در اشعار عرب و عجم و ضبط تواريخ و حسن خط و صنعت انشا به مقامي عالي رسيدو در سنه 1256 ح.ق از تحصيل دست كشيد و از سال 1253 ح.ق تا سال 1317 ح.ق پنجم رمضان كه فوت نمود در حدود شصت و چهار سال در مشاغل نظامي و سياسي در داخل و خارج از كشور خدمت كرد در سال 1253 ح.ق از طرف محمد شاه قاجار سرهنگ فوج گروس شد ودر معيت شاه به محاصره هرات رفته و در مراجعت رياست قراولان ارگ تبريز به او محول گرديد .www.zibaweb.com

 در سال 1257 ح.ق حفاظت حدود كرمانشاه به او واگذار شد پس از در گذشت پدرش به سال 1260 ح.ق حاجي ميرزا آقاسي بر خلاف روش معهود قديم حكومت گروس را از خاندان امير نظام گروسي منتزع كرده و به ابراهيم خليل خان سرتيپ سلماسي سپرد حسن علي خان از اين بابت بسيار ملول شد و به بيجار برگشت و خانه نشيني اختيار كرد تا اينكه بعد از جلوس ناصر الدين شاه به پايمردي امير كبير دوباره حكومت گروس به خاندان امير نظام رسيد اما امير نظام حكومت را قبول نكرد و حكومت را در سال 1264 ح.ق به عمويش زين العابدين خان دادند اما به طور رسمي وارثي حكومت گروس از اين تاريخ تا سال 1317 ح.ق در اختيار امير نظام بوده اما چون وي خواهان مشاغل دولتي بود در تمام اين مدت 53 سال حكومت گروس را شخصا بر عهده نگرفت ولي حاكمان گروس در دوران زندگي امير نظام همگي با پيشنهاد وي و از طريق حكومت مركزي انتخاب مي گرديدند و واقعيت امر اين است كه از سال 1264 تا سال 1317 ح.ق حاكمان گروس گماشتگان امير نظام بوده اما در هر دوره شخصي را به جا ي خود به عنوان حاكم قرار داده است درسال 1265 ح.ق به معيت سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه مامور دفع طغيان حسن خان سالار و فتح مشهد شد و پس از مراجعت به رتبه سرتيپي ارتقا يافت كمي بعد براي دفع ملا محمد علي زنجاني از پيروان سيد علي محمد باب كه در زنجان آشوربي بر پا كرده بود با فوج گروس به زنجان رفت و قلعه علي مرانخان كه در اميان شهر زنجان معقلي محكم و پناگاه بابيان زنجان بود گشود و در نتيجه اين خدمت به مقام ژنرال آجوداني سپاه نامزد گرديد و در سال 1267 ح.ق كه ناصر الدين شاه به اصفهان سفر كردحسن علي خان با سمت مزبور در ركاب شاه بود و در سال 1271 ح.ق حسن علي خان با دو فوج سرباز گروس ابو الجمعي خود براي حفظ نظم شهر مشهد مامور شدند در سال 1272 ح.ق كه سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه براي تسخير شهر هرات ماموريت يافت حسنعلي خان نزديك يكي از سران سپاه وي بود و پس از تسخير هرات در 25 صفر سال 1273 ح.ق حكومت انجا به حسن علي خان و نظم شهر به عهده دو فوج تابع اوواگذار گشت و پس از اعلام جنگ بين ايران و انگلستان بر سر مسئله هرات و مصالحه و معاهده ننگين در پاريس و تحميلات زياد انگلستان بر ايران و تخليه كامل شهر هرات از طرف سپاهيان ايران حسن علي خان از طرف ايران مامور مي شود كه به بغداد رفته سرچارلس موري وزير مختار انگلستان كه تعرضا از تهرا نحركت كرده و در بغداد اقامت داشت او را محترمانه به تهران برگرداند و پس از انجام اين ماموريت از سال 1273 تا 1275 ح.ق در تهران به حفظ بيوتات و عمارت و خزائن شاهي منصوب بود در اين سال كه ميرزا آقا خان نوري صدر اعظم از صدارت معزول گرديد حسن علي خان مامور دربهاي اروپا از قبيل لندن , تورن , پاريس , برلن و بروكسل گرديد و نامه هداياي و ناصر الدين شاه را رساند و در ضمن سرپرستي چهل و دو نفر از تحصيل كرده هاي دارالفنون كه براي تكميل تحصيلات تحت رياست عبد الرسول خان نواده صدر اسفهاني به اروپا اعزام مي شدند عهده دار بودپس از مسافرت به دربارهاي مذكور در تاريخ محرم 1276 ح.ق مطابق اوت 1859 م رسما به عنوان مامور فوق العاده و وزير مختار مخصوص به دربار پاريس معرفي گرديد و قريب به هفت سال در اين مقام سر مي كرد تا اينكه در سال 1282 ح.ق به تهران احضار گرديد توقف وي در تهران فقط يك سال بود و پس از يك سال دوباره به پاريس به مقام اول خود برگشت در مراجعت به پاريس طولي نكشيد كه بيمار شد و بنا بر درخواست خود در سال 1283 ح.ق به تهران بازگشت و جز وزراي دارالشوراي كبري گرديد مجلس شوراي دولتي با مجلس شوراي وزرا كه پنج سال عضو دارالشوري بود و بعد به عضويت تشكيلات جديدي كه ناصرالدين شاه به دارلشورا ي كبري در سال 1288 ح.ق دادكه در امور مهم شاهي مشاورت نمايند در آمد سپس در محرم 1288 ح.ق به جاي حاج ميرزا حسين خان مشيرالدوله مامور استانبول شد اين ماموريت 14 ماه به طول انجاميد و در اواخر سال 1289 ح.ق در صدارت حاج ميرزا حسين خان مشيرالدوله به تهران احضار و با رتبه امير توماني وزير فوائد عامه شد در دوره وزارتش اصلاحاتي در راه هاي مازندران نمود و چون وزارتش مدتي طول كشيد به همين دليل به وزير فوائد عامه معروف شده بود

 در سفر اول ناصرالدين شاه در سال 1290 ح.ق به فرنگستان بزرگترين رجال آن دوره را  همراه خود برده كه حسن علي خان نيز جز ملتزمين ركاب وي بود به صلاحديد مشير الوله امتياز رويتر به بارون رويتر انگليسي داده شد و بعد شاه كه به عواقب كار واقف شد مشير الدوله را در رشت معزول و در همانجا گذاشت و به حسن علي خان فوائد عامه در منجيل دستور داد كه تلگرافي به رويتر اطلاع دهد چون از موعد اجراي فصول امتياز نامه شما گذشته و هنوز اقدامي جديد از طرف شما نشده است دولت ايران آن امتياز نامه را باطل مي داند درسال 1297ح. ق كه شيخ عبيد الله نقشبندي از روساي بزرگ مذهبي و صوفي مسلك كرد كه به اتفاق جمعي روسا ايلات كردستان از قبيل حمزه آقاي منگور وغيره كه به عللو جهاتي بر ضد دولت ايران قيام كرده بودنددولت ايران 25هزار قشون مجهز به فرماندهي حمزه ميرزا حشمت الدوله براي دفع آ نان فرستاد در اين جنگ حسن علي خان يكي از  سران نامدار سپاه اعزامي بود كه در اين ماموريت نيز به خوبي از عهده بر آمد پس از ختم غائله شيخ عبيد الله حسن علي خان در اوائل سال 1298 ح.ق به دستور حاج ميرزا حسين خان سپهسالار به حكومت ساوجبلاغ و صائين قلعه منصوب شده و چندي بعد علاوه بر اين دو محل و گروس حكومت هاي اروميه و خوي نيز ضميمه حكمراني او گرديد و پس از فرار شيخ عبيد الله به خاك عثماني و توقيف وي از طرف دولت مزبور حمزه آقا نيز به خاك عثماني فرار كرد و هر چند وقت يك بار كه فرصتي پيدا مي كرد به خاك ايران تاخت و تاز نموده و از هيچ گونه قتل و غارات دريغ نمي داشت و تك تازي او براي دولت ايران زحمتي فراهم كرده بود كه از كارهاي خوب حسن علي قلع و قمع حمزه آقاي بلباسي منگور و بستگان او است به اين ترتيب حسنعلي خان با تدبير و تمهيدي زايد الوصف اورا با بستگانش به ساوجبلاغ و سپس به چادر خود وارد كرده و تمام را يكدفعه به ضرب گلوله از پاي در آورد و دولت ايران را ار اين مزاحمت و درد سر دائمي خلاص كرد و به حدود كردستان آرامش بخشيد در سال 1299 ح.ق با لقب سالار عسگري به رياست قشون آذربايجان منصوب گرديد و وزارت فوائد عامه را كه از سال 1289ح.ق تا 1299 ح. ق با او بود به ميرزا قهرمان امين لشگر داده شد و در سال 1300 ح.ق ملقب به سالار لشگر و پس از فوت محمد رحيم خان علاالدوله امير نظام در ذيقعده سال 1299 ح.ق علاوه بر سمت هاي فوق الذكر امور پيشكاري آذربايجان نيز به او محول شد و كمي بعد رسما به پيشكاري آذربايجان منصوب و در سال 1302 ح.ق به لقب امير نظامي ملقب گرديد در اواسط سال 1302 ح.ق قرار بود كه فيروز ميرزا فرمانفرما به سمت پيشكاري وليعهد به آذربايجان فرستاده شود مظفر الدينميرزا و ليعهد با انتصاب و اعزام وي موافقت نكرد و حسن علي خان كه در اين تاريخ ملقب به سلار لشگر و در تبريز بود به سمت پيشكاري وليعهد منصوب گرديد

 حسن علي خان امير نظام گروسي در پيشكاري آذربايجان به قدري مدير و مقتدر بود كه هر كس در هر جا كه بود از او حساب مي برد تمام اطرافيان و ليعهد از قبيل سلطان عبدالمجيد ميرزا عين الدوله مير آخور وليعهد و عبدالحسين ميرزا نصرت الدوله رئيس قراسورانهاي آذربايجان از ترس امير نظام جرات نفس كشيدن نداشتند و حتي شاه و و ليعهد هم از او حساب مي بردند پيشكاري آذربايجان و وزارت وليعهدي او از 1299 تا 1309 ح.ق تقريبا به مدت ده سال طول كشيد و به خوبي آنجارا اداره كرد و در سال 1309 ح.ق به واسطه تحريم توتون و تنباكو امتياز رژي از طرف علما شورشي در شهر هاي مهم ايران از آن جمله تبريز ايجاد شد و نظر دولت براين بود كه تمام شورشها را خوابانده و امتياز رژي را به نفع بيگانه اجرا نمايد كه در تهران به امير نظام موكدا دستور داده شد كه تفنگهاي موجود را بين سربازان توزيع نموده و تمام انها را براي جلوگيري از شورش مردم مسلح نمايد امير نظام جواب داد كه سربازان هم جز مردم هستند و هيچ گونه اقدامي بر عليه آنها به عمل نخواهند آورد به واسطه اين جواب در نزد دولتيان متهم گرديد كه امير نظام با شورشيان همدست و همداستان است وي ناگزير به استعفا گرديد و در تاريخ 23 صفر سال 1309 ح.ق به تهران احضار شد امير نظام پس از ورود به تهران فقط دو ماه بيكار بود سپس اورا به ايالت كردستان و كرمانشاهان و گروس افشار و صائين قلعه فرستادند و در پنجم ماه جمادي الاول سال 1309 ح. ق خبر فرمانگذاري اميرنظام به كردستان رسيد و در دوازدهم جمادي الاول جناب حسن علي خان امير نظام به سوي گروس كه دارالملك و مسقط الراس او بود از طهران حركت نمود و شاهزاده انوشيروان ميرزاي ضيا الوله پسر مرحوم بهمن ميرزا را نايب الحكومه و روانه كرمانشاهان فرمود و محمد علي خان ظفر الملك را به نيابت حكومت كردستان مفتخر و برقرار نمود و در بيست و سوم همين ماه وارد گروس شد و پنجاه روز در گروس رحل اقامت كرده و به امورات شخصي و كارهاي حكومتي گروس پرداخت و در 12 رجب همين سال1309 ح.ق از راه ييلاق عازم سنندج گرديدودرهيجدهم رجب به دارالا ياله سنندج وارد شد و رسومي را كه مردم سنندجقبل از ورود حاكم جديد انجام مي دادند به وسيله امير نظام ممنوع شد و ايشان مانع از تشريفات گوناگون جهت ورود خود گرديد و بعد از ورود با عبارات شيرين با افراد و آحاد مختلف كردستان اظهار تلطف و مهرباني نمود امير نظام در آغاز سال 1310 ح.ق عبدالحسين خان فرزند خود را به نيابت حكومت كردستان قرار داد و در اواسط سال 1311 ح.ق عبدالحسين خان استعفا داد و امير نظام علي خان پسر قاسم خان والي كرمان را به نيابت حكومت كردستان برگزيد امير نظام از سال 1309 ح.ق تا آغاز سال 1313 ح.ق حاكم كردستان كرمانشاهان گروس افشار و صائين قلعه بود و در اين هنگام همدان و ملاير و تو يسر كان نيز جز قلمرو وي گرديد پس از قتل ناصر الدين شاه و جلوس مظفر الدين شاه خيلي از اشخاص مملكتي حدس مي زدند كه چون امير نظام مرد لايق مدير عاقل با تجربه و مطلعي است ممكن است او وزير امو خارجه و يا صدر اعظم مظفر الدين شاه شود ولي نفوذ زياد ميرزا علي اصغر خان امين سلطان و بند و بستهاي داخلي و خارجي او مانع شد كه امير نظام مصدر اين چنين مشاغلي باشد و هميشه امين سلطان اورا دور از مركز و در حكومتهاي نواحي مرزي ايران قرار مي داد امير نظام در اواسط جمادي الاول سال 1314 ح.ق براي بار دوم به عنوان حاكم كردستان وارد دارالاياله شد و بعد از مدت كوتاهي پسرش سالار الملك را به عنوان نايب الحكومه قرار داد و خود به كرمانشاهان رفت همچنين در سال 1314 ح.ق امين سلطان معزول و به جاي وي ميرزا علي خان امين الدوله از آذربايجان احضار شد و نظر به روابطي كه بين امين الدوله و امير نظام بود امين الدوله مجددا او را در تاريخ ذيقعده سال 1315 ح.ق به جاي خود به پيشكاري آذربايجان فرستاد نظام السلطنه در مورد كيفيت انتصاب امير نظام به پيشكاري آذربايجان مي نويسد در اين بين ميان مخبر الدوله و فرمانفرما در باب آصف الدوله و ساير كارهاي داخله كار سخت شد فر مانفرما اسبابي فراهم آورد كه در ظاهر امير نظام را از كرمانشاهان براي حكومت خراسان بخواهند و لي در باطن براي وزارت جليله داخله باشد امير نظام هم فورا از كرمانشاهان حركت كرد من نظام السلطنه فرمانفرما را جلوي عمارت موزه ملاقات كردم به او گفتم اين راي كه تو داده اي باعث تباهي خودت و جميع نوكرهاي ترك شاه است زيرا كه اميرنظام به واسطه تقويت هاي شاه مقتول ناصر الدين شاه چنان بر شماها اقتدار و تسلط به هم رسانده بود كه هيچ يك اذن ورود با اتاق نداشتيد و به همه شماها فحش پدر و مادر مي كفت و نسبت به خود شاه هم حركاتي قاهرانه مي كرد اگر او به تهران آمد شما بايد چشم از جميع مقاصد و منوياتي كه حاليه داريد و با لمال منتظريد بپوشيد من براي صرفه و صلاح شماها چشم از پيشكاري آذربايجان مي پوشم او را از همان طرف مامور اين كار كنيد تا يك درجه اي فرمانفرما را راضي كردم در كتاب تاريخ انحلال مجلس آمده است كه شاه در خيال عزل و انتفال فرمانفرما افتاد او را خواست و فرمود الان برويد تاگراف كنيد امير نظام بيايد و اورا صدر اعظم بكنيم فرمانفرما دانست كه مطلب از چه قرار است فورا به حكم شاه ناچار رفت و به امير نظام تلگراف كرد و حسب الامر او را به طهران احضار نمود امير نظام هم پير مرد و عليل جواب داد كه اگر مرا براي خدمت مي خواهند به واسطه پيري و علت فراج كار نمي توانم كرد و هر گاه منصوبا و معزولا بايد بيايم حاضرم فرمانفرما جواب را توقيف نمود و در ثاني در باريان را جمع نمود و به آنها گفت شما خيال كرديد پدر مرا بسوزانيد پدر خودتان را سوزانديد اين همان امير نظام است كه در تبريز اعتناي سگ به هيچكدام شما در موقع بيكاري نمي كرد معلوم است حالا كه صدر اعظم شود چه خواهد كرد شما ممنوع باشيد از اينكه عذر آورده و ديگر احضاراوراتعقيب ننماييد .

سپس صدارت را در باره امين الدوله به راي گذاشتند كه درباريها پذيرفتند پس از آن تلگراف امير نظام را از نظر شاه گذرانيده شاه گفت چه بايد كرد همه متفق القوم گفتند امروز شايسته اين مقام امين الدوله است نويسنده كتاب هرات در قلمرو استعمار آورده است كه ميرزا عبدالله خان مبين الملك براي استحضار مرحوم حسن علي خان امير نظام گروسي نگاشته و طي آن معروض داشته كه جمعي از وزرا درجه اول دربار وسائل صدارت امير نظام را فراهم ساخته اند و حسن علي خان در حاشيه آن نامه به خط خود نوشت بارها اين تكليف به او  شده قبول نكرده كه گراور عين سند به نظر خوانندگان مي رسد و در آن خط زيباي ميرزا عبدالله خان و خط زيباتر و معروف امير نظام گروسي كاملا پيداست و قابل تقليد نيست و جاي ترديد در اصالت آن سند باقي نمي گذارد نسبت به امتناع حسن علي خان گروسي در قبول مقام صدارت عظماي ايران ميرزا عبدالله خان مبين الملك كه در سفر و حضر همراه امير نظام بود چنين حكايت مي كند كه چند مرتبه از طرف ناصر الدين شاه و وزرا و رجال درباري به امير نظام گروسي تكليف شد صدر اعظم ايران شود و لي حسن علي خان در هر دفعه سرنوشت ميرزا تقي خان امير كبير را ياد آور شده و از قبول آن مقام خودداري كرده و گفته بوده است كه من اگر بخواهم به كشور و پادشاه خود صادقانه خدمت كنم بايد در مقام صدارت علل بدبختي و نابساماني را از بين ببرم و آن علتها به غير شماها وزرا و رجال چيز ديگري نيست و بايد در همان روزهاي نخست قبول مسئوليت همه شماها را از بين ببرم يا حداقل راه مداخل همه را ببندم و اين امر غير ممكن است به دليل آنكه به كشتن شما قادر نيستم چون با همه يا اكثرتان دوست هستم و نان و نمك خورده ام و اگر شماها را زنده بگذارم ولي راه مداخلتان را ببندم مرا هم نزد ميرزا تقي خان امير كبير خواهيد فرستاد اما امير نظام پيشكاريش در آذربايجان براي بار دوم بيش از دو سال طول نكشيد زيرا كه از يك طرف بين او و محمد علي ميرزا وليعهد چندان صفائي نبود و از طرف ديگر امين السلطان رقبب امين الدوله كه او هم چندان صفائي با امير نظام گروسي نداشت دوباره روي كار آمد و صدر اعظم شد كه به اين دو دليل امير نظام از پيشكاري استعفا داد و براي زيارت حضرت رضا به مشهد رفت و پس از مراجعت به تهران او را در اوائل سال 1317 ح.ق به ايالت كرمان و بلوچستان فرستادند و اين آخرين ماموريت و بود كه در همين سال در سن 80 سالگي در كرمان وفات يافت و در ماهان در بقعه ي كه خو د جهت مدفنش ساخته بود مدفون گرديد روحش شاد

 گويند امير نظام گروسي تعصب و علاقه شديدي به كردستان و گروس داشته است به گونه اي كه با كساني كه حاكم اين ديار مي شدند هميشه در مي افتاد البته حاكماني كه غير بومي بودند و به آنان نشان مي داد كه در اين ديار بايد اعمال و كردارشان به گونه اي عالي باشد و حتي براي سپردن حكومت كردستان و گروس با فرهاد ميرزا معتمد الدوله خصومتگرانه برخورد كرد در ضمن آمده است كه وقتي امير نظام در سال 1309 ح.ق به شهر سنندج وارد شدند بنا به تعصبي كه داشتند چنين گفتند اي مردم كردستا گروس هم جز كردستان است گروسيها نيز كرد هستند و از شمايند اي مردم خودتان بر خودتان حكومت كنيد و به بيگانه اجازه ندهيد كه بر كردستان حكمراني كنند و از كار و كوشش و نان و خوراكي كه در كردستان است خودتان استفاده كنيد امروز من كردستان را به دامن كردستاني ها آورده ام و آن را به بيگانه مسپاريد امروز من ستم فردا مي روم ولي شما خودتان بر كردستان حكمراني كنيد امير نظام در حدود سال 1290 ح.ق براي بار دوم ازدواج و اين بار همسفر وي نيره السلطنه از خاندان صدر نوري در تهران بود و حاصل ازدواج امير نظام با وي دو فرزند به نامهاي عبدالحسين خان سلمي ملقب به فرح الدوله بود اما امير نظام از ازدواج اول خود با شهر بانو دختر عمومي خود نيز صاحب سه فرزند شد كه يحيي خان فرزند بزرگتر وي در سال 1287 ح.ق وفات يافت و دو فرزند ديگر به نامهاي ميرزا هاشم خان حشمت الوزرا و طوبي خانم از وي به يادگار ماندند .www.zibaweb.com

علي رضا خان گروسي :                

علي رضا خان فرزند زين العابدين خان گروسي در سال 1300 ح.ق براي بار دوم به عنوان حاكم گروس انتخاب شدند بعد از مرگ خسرو خان پس عمويش كه در ذيحجه سال 1299 ح.ق به وقوع پيوست علي رضا خان از طرف امير نظام گروسي كه ارثا و رسما حكومت گروس در اختيار وي بود به حكومت رسيد وي از آنجا كه جوان با عرضه و لايقي بود در امر حكومت گروس نيز لياقت خود را به اثبات رساند و مانند پدرش خدمات بسياري در جهت آباداني گروس انجام داد با اين حال چون حاكم واقعي گروس امير نظام بود و حاكم انتخاب شده وي بايستي تحت امر و مطيع او باشند پس به امر وي در آغاز سال 1302 ح.ق علي رضا خان از حكومت عزل و عبدالحسين خان فرزند خود را كه هنوز يك نوجوان بود به عنوان حاكم گروس انتخاب كرد تا وي نيز در امر حكومت آزمايش گردد.

علي رضا خان گروسي :

وي در ذيقعده سال 1302 ح.ق براي بار سوم به حكومت گروس رسيد اما اين بار به جاي سالار الملك جوان و كم تجربه انتخاب شد و اين انتخاب را نيز امير انظام گروسي انجام داد و پس عمو و داماد خود را براي حكومت گروس لايق تر از همه دانست علي رضا خان از پايان سال 1302 ح.ق به درستي و با آرامش كامل تا سال 1309 ح.ق حكومت مي كند تا اينكه در اين سال سالارالملك به نيابت حكومت كردستان مي رسد و علي رضا خان را از حكومت گروس معزول و گويا به جاي وي علي اكبر خان گروسي را براي مدت كوتاهي به حكومت مي رساند امادر سال 1311 ح.ق باز هم علي رضا خان از طرف امير نظام گروسي به حكومت مي نشيند و تا سال 1320 ح.ق حاكم بلافصل گروس مي گردد . علي رضا خان در اين دوران اقدام به ازدواج دوم نمود و با يك زن تهراني به نام طلعت الدوله ازدواج كرد كه صاحب يك دختر به نام محترم السلطنه گرديد وي در ايام محرم به برپايي عزاي سالار شهيدان اهتمام مي ورزيده و خودرد روز عاشورا با پاي برهنه شال عزا را بر گردن مي انداخته و در ميان عزاداران به عزاداري مي پرداخته است و تمام عزاداران را اطعام مي نموده و براي خانواده هاي آنان نيز غذا مي فرستاده است همچنين سنگ آبهاي بزرگ حجاري شده معروف در بيجار كه در آنهادر ايام عزاداري به مردم شربت مي داد ند به دستور او حجاري گرديده است و از جمله يادگاري هاي او حفر قناتهاي متعدددر روستاهاي تخت ندري گلبلاغ و قراطوره است و همچنين قناتهايي از وي در بيجار به يادگار مانده است شايد بتوان گفت حاج علي رضا خان گروسي آخرين شخصيت و آخرين امير از خاندان گروسي است كه داراي شهرت فراوان در ميان مردم اين شهرستان بوده است و هنوز هم خيلي ها وي را به ياد دارند و مردم اين شهرستان احترام خاصي براي وي قائل بوده و هستند همه قناتها و چشمه هاي موجود در اين شهر به دستو ر ايشان ساخته شده اند كه معروفترين اين قناتها كيرزامير يعني همان چشمه امير است و قنادهاي پشت قلعه حلوائي و قنات تخت نيزبه دستور وي ساخته شده اند از ديگر كارهايي كه در زمان حكومتش انجام گرفته است مي توان به ذيقعده سال 1315 ح.ق اشاره كرد كه در هنگامي كه آقا ميرزا يوسف مستوفب باشي پيشكارگروس بود دست به كار ي مي زند كه مورد توجه همگان قرار مي گيرد و آن تشكيل كمپاني اداره قالي بافي گروس است كه وي جهت آشنايي مردم با قوانين و قواعد اشتراك در اين كمپانيه اعلانيه اي در روزنامه تربيت به چاپ مي رساند و بعد از بيان قواعدو مقررات آن تعدادي از شركا كه داخل آن شده اند را نام مي برد كه اين افراد عبارت بودند از جناب مستطاب آقاي نير الحكما , جناب امير الا مرا العظام حاجي لطفعلي خان ميرپنجه , امير الا مرا العظام ميرزا موسي خان مير پنجه , سر كار معتمد السلطان ميرزا فرج الله خان رئيس پستخانه , جناب شيخ محمد تقي شيرازي , معتمد السلطان عبد الله خان سرتيپ , مقرب الخاقان عزت الله خان ياور فوج گروس , حاجي علي محمد معمارباشي , آقا فرخ , نديم جناب مستطاب اشرف آقاي امير نظام البته در دوران حكومت وي كارهايي مانند اين در جهت آسايش و پيشرفت مردم گروس بسيار صورت گرفت و ايشان نسبت به وطن خود از تعصب بالايي برخوردار بود و در همه حال حاضر به كمك به هر صورت ممكن به گروسي و مردم آن بود علي رضا خان از حاضرين ركاب ناصرالدين شاه و ماموريتي سر حدات را داشته است وي از صاحب منصبان كل توپخانه ايران بوده و در زمان ناصرالدين شاه به عنوان امير توماني مي رسد علي رضا خان حاكمي بسيار مقتدر و با نفوذ بود كه حتي در دستگاه در بار نيز نفوذ فراواني داشت در دوران حكمراني وي تمام خوانين گروس تحت فرمان وي بودند و حتي حاكمان ايالات وو لايات همسايه گروس تحت فرمان وي بودند و حتي حاكمان ايالات و ولايات همسايه گروس از قدرت و نفوذ وي ترس و وحشت داشتند و ايشان نيز مانند امير نظام گروسي بارها و بارها با فوج گروس حافظ جان و مال مردم گروس و ساير ولايات گرديد بعد از مرگ امير نظام گروسي در سال 1317 ح.ق رويه و رفتار علي رضا خان در امور حكومت تغيير كرد وي كه تا اين دوران حامي مردم گروس و مورد اعتماد آنان بود بعد از سال 1317 ح.ق دائما در حال كشمكش با خوانين و لايات اطراف و حتي خوانين گروس شده و به عنوان دشمني سر سخت براي خوانين گروس و حتي برادران و عمو زادگان خود شد و به طور مستمر به املاك شخصي آنان حمله ور شده و به جاي اينكه در گروس آباداني كند ويراني و خرابي به بار آورد و با مردم گروس به گونه اي خصمانه رفتار نمود به طوري كه سابقا مردم گروس اورا معتمد خود مي دانستند در اين هنگام از تعديات وي بارها و بارها به حكومت مركزي شكايت كردند تا اينكه تلاشهاي مردم گروس به ثمر نشست و علي رضا خان كه حدود 16 سال به طور مستمر حاكم گروس بود در ربيع الاول سال 1321 ح.ق از حكومت گروس عزل گرديد و مرتضي خان صدق الدوله به جاي او نشستدركتاب روزنامه خاطرات عين السلطنه درباره ظلم و ستمهاي وي در اين اواخر آمده است كه 22 شعبان سال 1320 ح.ق با علي رضا خان ديوانه حاكم گروس متصل مكاتبه داريم جواب كاغذها آنچه متعلق به طلب حاجي سيد عبدالله است مسامحه و طفره است آنچه راجع به مفخم نظام و صمصام نظام است فحش و دعوا است امسال مجددا برادرهايش و تمام محترمين تجار و كسبه گروس به طهران به تظلم رفتند ابقا به احدي نمي كند آتش روشن كرده كه به نوشتن درست نمي آيد دار و ندار مردم را گرفته برادرهايش را لاشي محض كرده تمام دهات آنها را خراب و ويران كرد با اينكه دو سال است تظلم مي كنند و فرياد مي زنند احدي گوش نمي كند و روز به روز بر جرات علي رضا خان افزوده شده چيزي نخواهد گذشت كه گروس تماما خراب مي شود همچنين در ادامه آورده است چهارشنبه دوم رمضان 1320 ح.ق خبر از صمصام نظام رسيد كه عليرضا خان به شكور دزد حكم كرده آمده يك دانگ ملك قمطرقه مرا چاپيده و برده اند قريب هزار و پانصد گوسفند و هر چه مخلفه و اثاث البيت داشته اند اين هم از سو اعمال مفخم نظام است علي رضا خان ديوانه زنجيري سيصد نفر دزد مثل شكور و اتباعش و مراد و دزدهاي نامي مندمي را جمع كرده متصل مشغول نهيب و غارت هستند حالا در گروس محلي باقي نمانده به خمسه شروع كرده اند مطلب اينجا است كه در وقتي كه فرمان غارت مي دهد با كمال تمكين و اطاعت حاضرند و مي روند و و قت رد كردن هيچ اعتنا ندارند كاغذ مفصلي به خط خودم به علي رضا خان نوشتم خيلي نصيحت كردم و آخرش نوشتم رد نكني انتظار چابيدن غالب گروس را داشته باش جلوي شاهسوند راول كنيم تا قصبه بيجار توقف نمي كند عبدالمحمد بيك را هم بيجار فرستاديم بلكه انشا الله بدون دردسر تمام كند علي رضا خان با اينگونه اعمال خلاف و شرارتهايي كه انجام داد از حكومت گروس خلع گرديد و به جاي ايشان مشير السلطان به حكومت مي رسد.

سيد حسين مشير السلطان : www.Bijariran.com

مشير السلطان در شوال 1320 ح.ق به جاي علي رضا خان گروسي به حكومت گروس رسيد وي از ترس علي رضا خان وارد گروس نمي شود و به جاي خود نايب الحكومه به گروس مي فرستد كه علي رضا خان نايب الحومه را گرفته و به چوب بسته و به تلگرافخانه صدر اعظم هم اعتنايي نكرد تا اينكه علي اصغر خان امين السلطان صدر اعظم مظفر الدين شاه قاجار پنجاه سوار از تهران فرستاد تاعلي رضا خان را دستگير و به تهران بياورند كه اينگونه نيز شد و اورا تبعيد كردند و بعد از اين واقعه مشير السلطان چندين ماه ديگر نيز حكومت كرد تا اينكه در ربيع الاول سال 1321 ح.ق خلع و صدق الدوله به حكومت گروس رسيد .

مرتضي قلي خان صدق الدوله :

ايشان پس از مشير السلطان در دهم ربيع الاول سال 1321 ح.ق به حكومت گروس رسيد وي پيشخدمت مخصوص مظفرالدين شاه بودكه مدتهاحاكم قزوين وتهران بوده است قبل ازوي قراربودكه مهدي خان وزيرهمايون به حكومت گروس برسدامادرربع الاول سال 1321 ح.ق صدق الدوله به عنوان حاكم واردبيجارشد.حكومت وي حدوديك سال ونيم طول كشيدوبه جاي وي بازهم مشيرالسلطان به حكومت رسيد.

     سيد حسين مشيرالسلطان :www.zibaweb.com

وي در   اواسط سال 1322 ح.ق به جاي صدق الدوله به عنوان حاكم گروس برگزيده شد اماهمچنان مانند گذشته اوضاع گروس بي سروساماني بود به طوري كه ايشان در 28 شوال سال 1322 ه.ق نامه اي مبني بر سرقت اموال اهالي شهرك توسط ايل گلباغي به ناصر الملك حاكم كردستان مي نويسد امابه جايي نمي رسد در سال 1323 ح.ق سالار الدوله پسر مظفر الدين شاه به حكومت كردستان و گروس رسيد اما سالار الدوله در كردستان ماند و حكومت گروس را همچنان در اختيار مشير السلطان قرار داد ولي از آنجا ك علي رضا خان گروسي از نزديكان سالار الدوله بود توانست مشير السلطان را تحت نفوز خود در آورد مشير السلطان در 26 جمال الاول 1324 ح.ق هنوز حاكم گروس بوده است و در اين سال بارها و بارها تقاضاي تشكيل شعبه عدليه و دوائر قانوني در گروس نموده است اماهنوز به نتيجه نرسيده در اواخر سال 1324 ح.ق از حكومت معزول و حكومت گروس باز هم بر عهده علي رضا خان گروسي سپرده شد .

علي رضا خان گروسي  

ايشان بعد از بازگشت از تبعيد در رفتار خود تغييراتي ايجاد كرد و رفتار ملايمي را با مردم گروس در پيش گرفت و همين رفتار ظاهرا ملايم باعث شد تا وي باز هم در اواخر سال 1324 ح.ق به حكومت گروس برسد در سال 1325 ح.ق در انجمني كه به نام انجمن خدمت تشكيل شده بود وي نيز مانند ساير حاكم مستبد ايران و درباريان قاجار به اين مجلس رفت و سوگند ياد كرد كه به مشروطيت وفاداد بماند و در راه اقتدار و حفظ آن از جان مايه گذارد علي رضا خان تا شوال سال 1327 ح.ق حاكم گروس بود تا اينكه در اين هنگام شاهزاده يمين الدوله بر جاي وي نشست با اين حال علي رضا خان بعد از بركناري از حكومت گروس همچنان در وقايع و حوادث سياسي ايران به عنوان عاملي فعال بوده است به طوري كه در جريان و قايع آذربايجان كه در آغاز سال 1328 ح.ق بهر هبري ستارخان و باقر خان به وجود آمد ايشان نيز فعالانه در راه آزادي ملت شركت داشت اينگونه كه در جريان قيام ستارخان سردارملي و باقر خان سالارملي در آغاز سال 1328 ح.ق نيرويي به فرماندهي و تحت فرمان رحيم خان به جنگ ستارخان شتافت به صورتي كه او را در اردبيل محصور كرده و در حال خاموش كردن اين قيام بود كه دو نيرو يكي به سرداري سردار محيي از راه انزلي و يكي به سردار سردار بهادر بختياري و يفرم خان از راه قزوين به جانب آذربايجان براي كمك به ستارخان شتافتند و در اين ميان حاج علي رضاخان گروسي امير تومان هم در هفتم محرم 1328 ح.ق وارد سراب شد و به جانب اهر حركت كرد تا به همراهي 300 سوار از گروس كه داوطلبانه به لشگر دولتي پيوسته بودند ستارخان را آزاد سازند و اين گونه نيز شد و اينان هم دليريها و جان فشانيها نمودند تا آرادگي را به ايران باز گردانند .

شاهزاده يمين الدوله :

شاهزاده يمين الدوله اضل السلطان در ماه شوال سال 1327 ح.ق از طرف وزارت داخله به جاي علي رضا خان گروسي به حكومت گروس رسيد و حق الحكومه وي را هر ماه 250 تومان قرار دادند و ايشان در 14 ذيقعده سال 1327 ح.ق وارد گروس گرديدند كه با ورود خود افتخار نظام فرمانده سواره نظام گروس را با 150 سوار چريك مامور جلوگيري از طوايف اشرار و حفاظت از گروس گردانيد در دوران يمين الدوله معادن نمك گروس كه در اختيار محمد علي ميرزا بود به علت اقدامات ويژه يمين الدوله پيشرفت زيادي نمود با اين حال بين پيشكار ماليه گروس به وزرارت داخله شكايت كرده و مي نويسد كه حقوق پنج ماه وي را تا كنون پرداخت نكرده است در ربيع الاول سال 1329ح.ق عده اي از خوانين و امرا و روساي ولايت گروس اظهاراتي بر ضد حكومت گروس يمين الدوله مي نمايند و خواستار حكومت براي علي رضا خان گروسي مي گردند و گويند كه پيشكار ماليه گروس نيز به همين دليل چندين ماه حقوق يمين الدوله را نپرداخته است تا اينكه يمين الدوله در اواخر ربيع الاول سال 1329 ح.ق از حكومت گروس استعفا داده و از گروس خارج شد و حكومت براي بار پنجم به علي رضا خان گروسي سپرده شد .

علي رضا خان گروسي :   

علي رضا خان با درخواست مردم گروس در اواخر ربيع الاول سال 1329 ح.ق براي بار پنجم به حكومت گروس رسيد كه در اين بحبوبه گروس نيز در اوج ناامني و آشوب و غارتزدگي بود و همچنين شورش سالار الدوله قاجار به ادعاي سلطنت محمد علي شاه نيز به اوضاع آشفته گروس افزود و از آنجا كه سالار الدوله با علي رضا خان حاكم گروس روابط دوستانه داشت لذا علي رضا خان جهت كمك به وي و مهيا كردن لشكر و اردوي نظامي از هيچ كاري دريغ نكرده و تا توانست از مردم باج و خراج گرفت و معادل بيست و پنج هزار تومان از ماليات گروس ماخوذ نموده و تقديم به اردوي سالار الدوله نمود و براي پشتيباني از سالار الدوله به مشروطيت پشت كرده به طوري كه به سالار الدوله تلگراف گرده و مي نويسد اي مرا تو مصطفي من چون عمر از براي خدمتت بندم كمر و در همين بحبوحه يعني مرداد ماه سال 1329 ح.ق ولايت گروس ضميمه كردستان و كرمانشاهان مي گردد و به سردار ظفر و سردار جنك بختياري سپرده مي شود و علي رضا خان گروسي از حكومت گروس معزول مي گردد وي پس از معزول شدن از حكومت در دهم شعبان 1329 ح.ق با تعدادي سرباز و سوار توپچي در محله فيض آباد به خانه حاج حسن خان كلانتر وارد و به اردوي سالار الدوله ملحق شد هنگاميه كه وي وارد اردوي سالار الدوله شد او سوار و اردوي آنچناني نداشت به طوري كه علي رضا خان خود گفته بود اگر من نمي شدم نه كردستان تسليم و نه اردو برايش جمع مي شد ضمنا افتخار نظام گروسي نيز كه فرمانده سواره نظام گروس بود به دستور دايي خود علي رضا خان با استفاده از نيروهاي دولتي جهت اردوي سالار الدوله از مردم گروس باج و خراج بسياري گرفت و به جاي آنكه حافظ جان و مال مردم گروس باشد باعث خرابي وويراني گروس گرديد سالارالدوله كم كم قدرت گرفته و تا حوالي ساوه پيش آمده و كسي توان مقابله با سپاه و ي را نداشت و به سوي تهران در حركت بود در سيم شوال 1329 ح.ق سردار ظفر و سردار جنگ در نزديكي ساوه به جنگ با سپاهيان سالار الدوله پرداختند كه در ميان سپاهيان سالارالدوله سوران علي رضا خان گروسي نيز بوده اند و گويند در اين جنگحيرت انگيز سپاهيان دولتي با نهايت تعجب پيروز شدند و اين براي دولت پيروزي بسيار بزرگي بود و آمده است كه قريب پانصد تن از سواران مزبور لرستان , كردستان , كرمانشاهي , همداني و گروسي در جنگ با سپاهيان دولتي كشته شدند و باقي جمعيت سپاه سالارالدوله فرار كردند آيت الله مردوخ مي نويسد علي رضا خان گروسي و جعفر سلطان اورامي كه محلشان مرتفع بوده به داد اردو رسيدند كه نگذاشته اند مجاهد و بختياري اردوي شكسته را تعقيب كنند و گرنه خود سالار الدوله هم دستگير و تمام اردو نيز كشته يا اسير مي شدند از سران و پيشروان كساني كه با سالارالدوله بودند هر كدامشان به جايگاه خود گريختند كه تعدادي از آنها مورد بازخواست قرار گرفتند اما دستشان به بعضي ها نرسيد از جمله كساني كه دچار باز خواست گرديدند علي رضا خان گروسي بوده است كه وي بعد از شكست سالارالدوله به گروس باز گشت و يكصدو شصت تيري را همراه خود به گروس برد كه با دستور دولت جهان شاه خان امير افشار از كرسف بر سر او رفت و با او به جنگ پرداخت و جهان شاه خان پيروز شد و علي رضا خان را دستگير كرد و در نهايت وي را به قتل رساند كه كشته شدن وي مطابق با ذيقعده يا ذيحجه سال 1329 ح.ق بوده است امادر مورد كشته شدن وي گويند كه امير افشار وي را به مهماني در ملك خود دعوت كرده و او را به حليه و نيرنگ به قتل رساند .

www.Bijariran.comمحمد خان امير تومان :         

محمد خان امير تومان بريگارد قزاق از طرف دولت مركزي ايران كه تحت نفوذ روسها بود به عنوان حاكم منطقه برگزيده شد و در بحبوحه جنگ جهاني اول گروس به علت موقعيت استراتژيكي و جغرافيايي و به علت اينكه اهميت ويژه اي براي روسيه و عثماني داشت به دست يك نظامي از نيروهاي بريگارد قزاق سپرده شد تا از تصرف گروس توسط عثمانيها جلوگيري به عمل آيد محمد خان وقتي به حكومت رسيد سالارالملك را نيز به عنوان نايب الحكومه خود انتخاب كرد تا با نفوذ وي نيز بيشتر در دل مردم گروس جا باز كند و مردم منطقه را از بدبيني نسبت به روسها و قزاقها نيز باز دارد كه تقريبا در اين كار موفق نيز گرديد در آغاز حكومت محمد خان شرارتها و غارتگريهاي بسياري در گروس وجود داشت و در واقع اشرار مندمي و گلباغي نيز بر مشكلات حكومتي افزوده و منطقه را كاملا ناامني كرده و به غارتگراي مي پرداختند به طوري حتي اشيا و اموال اداره ماليه گروس را نيز به سرقت بردند اما با اقدامات سريع وزير كانه وي اشرار و دزدان دستگير شدند و اموال دزديده شده از اداره ماليه را نيز تمام و كمال به جاي خود برگرداند محمد خان در دوران حكومت خود بارها و بارها با اشرار مندمي و گلباغي و حتي با عثمانيها نيز جنگيد و مانع شرارت آنها گرديد اما وي نيز در عين لياقت و كارداني بعد از چند ماه حكومت در محرم الحرام 1335 ح.ق از حكومت گروس معزول و به حكومت خمسه برگزيده شد .   

تایپ و تلخیص حمید رضا ترکمندی . مطالب اين صفحه از كتاب بيجار در گذر زمان اثر آقاي محمد مريواني( كارشناس باستان شناسي) ذكر شده است 

مرتبط : خلاصه ای از  بیجار شناسی