کلمات کلیدی:موزیک درمانی،موسیقی درمانی،هیپنوتیزم،سایکولوژیک،یوگا درمانی،کاهش،درد،آرامش،بیماریها،آواز خواندن،جنین،رحم،مخچه،اضطراب،زایمان،درمان،رفتار،پرستاری،یادگیری،کودکان،ناآرام،استرس،تسکین درد،بیمارستان،تومور،انکولوژی،موسیقی چه تاثیرات منفی بر انسان می گذارد؟،فواید موسیقی،ضررهای گوش دادن مداوم به موسیقی

موزیک درمانی،موسیقی درمانی،تاثیرات موسیقی بر انسان،درد،اضطراب،استرس،ضررهای موسیقی،

 www.zibaweb.com  زیبا وب ،سایت مفید برای خانواده های ایرانی

گرد آوری حمید رضا ترکمندی سایت زیباوب

 

اثرات موسيقي بر درد و اضطراب واثرات رواني موسيقي

نويسندگان: دكتر ابراهيم قادري، فرزاد عابدي، اميرمولانائي، ئسرين سيدالشهدائي

مقدمه:

در سال 1983 آقاي wak تئوريي‏ را ارائه داد مبني بر اين كه عدم تمركز حواس بر روي درد مي‏تواند درد را كاهش دهد و بعدها  براي انجام اين كار از موسيقي استفاده شد. هر چند كه موسيقي درماني علم جديدي است ولي تأثير موسيقي بر روح و جسم انسان قرنها پيش شناخته شده است.

گسترش روز افزون بيماريهاي تمدن كه عمدة آنها جنبه سايكولوژيك دارند سبب ظهور روشهاي درماني نويني شده است كه شايد ساختار آنها بكلي با درمان داروئي متفاوت باشد. از اين روشها مي‏توان به موسيقي درماني، يوگا درماني، نيرو درماني،  هيپنوتيزم و … اشاره كرد، به طور كلي در علم پزشكي به اين روشها Alternative Medicine  يا طب حاشيه گفته مي‏شود و پيشينه استفاده از موسيقي درماني به حدود 2500 سال قبل بر مي‏گردد.

يكي از آلات موسيقي كه در اين پروسه استفاده مي‏شود آلت چنگ است. موسيقي چنگ در شنونده ايجاد آرامشي فراگير مي‏كند كه باعث كاهش درد، كاهش فشارخون و … مي‏شود. بطور كلي موسيقي داراي يك نوع كيفيت آرام بخش و ديناميكي بالا مي‏باشد كه هم در اشخاصي كه بيماري سوماتيك دارند در تسكين درد مؤثر است و هم در بيماران رواني در تسريع و بهبود روند درمان مفيد است.

ـ موسيقي نه تنها در افراد بزرگسال بلكه در بچه‏ ها و حتي در جنين هم اثرگذار است. ابتكاري كه در اين زمينه صورت گرفته است شامل بررسي عكس ‏العملهاي جنين در هنگام شنيدن آواي آهنگين از قبيل صداي آواز خواندن مادر و … مي‏باشد. با استفاده از تكنيكهاي فيلمبرداري جنين در داخل رحم ديده شده است كه در هنگام صحبت كردن يا آواز خواندن مادر يكسري حركات خاص در جنين اتفاق مي‏افتد كه مبين اين واقعيت است كه جنين به آن محرك صوتي پاسخ مي‏دهد. اگرچه اين مطالعه به بررسي اثرات موسيقي در درد و اضطراب مي‏پردازد، اما جا دارد كه به اثر موسيقي در بهبودي بسياري از بيماريهاي آناتوميكي حركتي از قبيل اختلالات عضلاني اندامها و نارسائيهاي مغزي مثل آفازي هم اشاره كرد. فرد با شنيدن ريتم موسيقي، سعي مي‏كند حركات بدن خود را با آن هماهنگ نمايد و اين هماهنگي حاصل نمي‏شود مگر اينكه مراكز عصبي حركتي مثل هسته ‏هاي قاعده‏اي ـ مخچه و نرونهاي حركتي نخاع با همديگر تطابق و هماهنگي عملكرد داشته باشند كه خود اين امر در درمان بيماران مبتلا به اختلالات حركتي مفيد است.

متدولوژي:

اين مطالعه بصورت مروري (Review Article) انجام گرفته است كه تعداد 238 مقاله با استفاده از كلمات كليدي Music therapy و Pain و Anxiety بدست آمد و از اين ميان تعداد 20 مقاله بصورت راندوم انتخاب گرديد كه عنوان كلي اين مقالات در رابطه با درد و اضطراب و اثر موسيقي در كاهش آنها بود.

 

نتايج:

در پژوهشي كه در كالج پزشكي yale  آمريكا انجام شد بيماران بالغي كه تحت بيهوشي و عمل جراحي قرار مي‏گرفتند بررسي شدند. 48 نفر از اين افراد در گروه مداخله قرار گرفتند و به مدت 30دقيقه موزيكي را كه خودشان انتخاب كرده بودند گوش دادند. گروه دوم شامل 45 نفر بودند كه به موزيك گوش ندادند و فرآيند‏هاي روتين بخش براي آنها انجام شد. قبل و بعد از مداخله ميزان اضطراب آنها توسط آزمون (State- trait Anexity Inventory) و نيز بخش فيزيولوژيك اضطراب از طريق سنجش HR (ضربان قلب) BP(فشارخون) و كورتيزول، اپي‏نفرين و نوراپي‏نفرين سرم اندازه‏گيري شد.

در گروه تحت موزيك درماني سطح اضطراب به طور قابل ملاحظه‏اي كمتر از گروه كنترل بود (001/0P=) اضطراب در گروه مداخله بعد از موزيك در مقايسه با قبل از موزيك 16% كاهش يافته بود ولي از نظر شاخصهاي خوني ارتباط معني‏داري يافت نشد.

در مطالعه ديگري اثرات موزيك بر اضطراب را در بيماراني كه در انتظار كاتتريزاسيون قلبي بودند مورد بررسي قرار دادند. اين مطالعه شبه experimental طراحي گرديد. كه در آن يك Pretest و يك Post test از 101 نفر انجام شد كه 63 نفر از آنها مرد و 38 نفر زن بودند. اين افراد در دو گروه مداخله و كنترل قرار گرفتند و گروه مداخله به مدت20 دقيقه به موزيك گوش دادند: در گروه مداخله كاهش اضطراب به صورت معني‏داري (003/0P=) مشاهده شد و در مقايسه با گروه كنترل نيز با (004/0P=) ارتباط معني‏داري بين موسيقي و كاهش اضطراب يافت شد. HR و BP در گروه مداخله كاهش يافته بود (در صورتي كه در گروه كنترل هر دوي آنها افزايش داشتند)

مطالعات ديگري نيز در زمينه كاهش اضطراب ناشي از موسيقي در بيماريها و شرايط مختلف انجام شده است كه باز همگي تأييدكننده تأثير بسزاي موسيقي بر كاهش اضطراب هستند. در يك مطالعه كه در آمريكا انجام شد اثرات موزيك بركاهش اضطراب در20 بيمار كه منتظر انجام بيوپسي پستان بودند بررسي گرديد. اين افراد به صورت يك در ميان در گروه مداخله يا كنترل قرار گرفتند و هر فرد در گروه مداخله در اتاق انتظار اتاق عمل َ20 دقيقه موزيك گوش داد. و گروه كنترل نيز به صورت روتين به اتاق عمل فرستاده شدند. در نتيجه اين مداخله RR و HR و فشارخون بعد از مداخله در گروه مداخله كاهش عمده‎اي نسبت به گروه كنترل داشتند. شبيه چنين مطالعه‏اي نيز در مرداني كه منتظر رزكشن اورترال پروستات بودند انجام شد كه نتايج جالبي در پي داشت.

موزيك درماني همچنين بر كاهش اضطراب و درد ناشي از زايمان در زنان بسيار مؤثر بوده است و در تحقيقات انجام شده اين مسأله به اثبات رسيده است.

تأثير موزيك درماني بر افرادي كه ناتواني يادگيري دارند نيز جالب بوده است. در پژوهشي كه در دانشكده پرستاري دانشگاه‎هاي انگليس انجام شد موزيك درماني در بيماراني كه ناتواني يادگيري داشتند باعث كاهش رفتارهاي آسيب به خود و نيز پرخاشگري شد و همچنين باعث افزايش ارتباط اجتماعي آنها و نيز بهبود نسبي در وضعيت سايكولوژيك آنان گرديد. در بررسي تحقيقات انجام شده، موزيك درماني بر مشكلات رفتاري نيز تأثير داشته است.

در مطالعه ديگري نيز كه در اوهايوي آمريكا انجام شد محققان دريافتند كه موسيقي مي‏تواند در كودكان ناآرام باعث بهترشدن رفتار اجتماعي، پاسخهاي احساسي و تواناييهاي گفتاري شود.

 

اثرات موسيقي بر درد:

طبق تحقيقات انجام شده موسيقي مي‏تواند درد را كاهش دهد. در يك مطالعه، خانمي 56 ساله مبتلا به MS و درد شديد به صورت داوطلبانه تحت موزيك درماني قرار گرفت. در اين موزيك كلماتي كه بيمار را تشويق به بهبودي و داشتن اعتقاد به بهبودي مي‏كرد گنجانده شد و بيمار در حالت استراحت 30 دقيقه به آن گوش مي‏كرد. بيمار بعد از شنيدن موسيقي اظهار مي‏داشت كه خواب راحتي داشته و دردش كمتر شده است.

اثرات موسيقي درماني در كودكان مبتلا به سرطان نيز در بخش روانشناسي بيمارستان كودكان دانشگاه تورنتو كانادا مورد پژوهش قرار گرفت آنها از اين پژوهش نتيجه گرفتند كه موسيقي درماني موجب بهتر شدن احساسات كودكان و بهبود فعاليتهاي روز مره آنان مي‏شود. اين تأثير در كودكان پيش دبستاني و بالغين وجود داشت اما در كودكان سنين مدرسه اين تأثير مشاهده نشد. محققان پيشنهاد كردند كه مطالعات كاملتري به صورت RCT انجام شود.

در بخش انكولوژي بيمارستان مشترك چين و ژاپن نيز پژوهشي درمورد تأثير موسيقي درماني در درمان بيماران مبتلا به تومور انجام شد. در اين مطالعه 162 بيمار مبتلا به تومور مورد بررسي قرار گرفتند كه سنجش و ارزيابي آنان براساس Self Rating Depression Scale (SDS) ، (SAS) Self Rating Anxiety Scale و سنجش ايمونوهيستوشيميايي لنفوسيتهاي T و فعاليت NKC ضد تومور انجام گرفت. در ميان اين بيماران 46 نفر تحت موسيقي درماني قرار نگرفتند و بعنوان گروه كنترل در نظر گرفته شدند. در نتيجه اين مداخله ميزان SDS, SAS در گروه درمان شده، بعد از درمان واضحاً از گروه كنترل كمتر بود. (01/0P< و 05/0P<).

در ايران نيز تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده است كه يك نمونة آن به بررسي تأثير موسيقي بر ميزان دردهاي مزمن بيماران مبتلا به سرطان بستري در بيمارستان سانترال تهران مي‏پردازد كه توسط آقاي علي يوسفي‏نژاد نوشته شده است، در اين مقاله 40 بيمار مبتلا به سرطان در سنين 70-18 سال قرار داشتند كه به دو گروه الف و ب تقسيم شدند. روند كار اين بود كه ميزان درد در سه روز اول صبح و عصر تعيين گرديد و در سه روز دوم موسيقي براي گروه الف و در سه روز سوم موسيقي براي گروه ب پخش گرديد، آنگاه طي سه روز چهارم ميزان درد تعيين گرديده و با ميزان درد قبل از ارائه موسيقي مقايسه گرديد. يافته‏ها با آزمون تي و ويلكاكسون بررسي شدند، نتايج دال بر اين بود كه ميزان درد و تعداد مسكن قبل و بعد از پخش موسيقي اختلاف معني‏داري دارد. (645/1Z= و 021/2T=).

12 مقاله بصورت Clinical Trial و 8 مقاله به صورت مروري تأليف شده بودند.

 

بحث:

موسيقي درماني پروسه‏اي است كه نحوة عملكرد آن در تخفيف درد و اضطراب محل بحث و مطالعه است. اگرچه توجيهاتي منطقي در اين خصوص وجود دارد ولي تا بحال دليلي قطعي براي آن ارائه نشد ه است. اما آنچه مسلم است اين است كه موسيقي تأثيري مثبت در كاهش درد و اضطراب دارد كه طبق تحقيقات انجام شده اين اثر مثبت هم در بيماريهاي سو ماتيك و هم سايكولوژيك مشاهده مي‏شود. اينكه چه ملوديهايي با چه ريتم و آهنگ خاصي استفاده شود امري سليقه‏اي است و تاكنون در تمام مطالعات استاندارد مشخصي را بكار نگرفته‏اند، اما عمدتاً از موسيقي‏هاي بي‏كلام استفاده شده است. نكته جالبي كه طي برخي مطالعات مشخص شده اين است كه موسيقي درماني فعال (Active music therapy) يعني اينكه خود فرد با يك آلت موسيقي آهنگي هر چند غير اصولي و غير حرفه‏اي بزند، از دريافت غيرفعال موسيقي بصورت شنيداري اثر بهتري دارد همانطور كه اشاره شد. يكي از آلاتي كه تقريباً در بسياري از مطالعات استفاده شده آلت چنگ مي‏باشد، كه تاكنون هيچ توجيه علمي خاصي براي اين استفاده مطرح نشده است و منحصراً از طريق مشاهدات تجربي اين نتيجه حاصل شده است.

تئوريهائي كه در مورد فيزيولوژي اثر موسيقي مطرح است شامل موارد زير مي‏باشد:

- برخي روانپزشكان معتقدند كه گوش دادن به موزيك باعث ترشح اندورفين‏ها در بدن مي‏شود كه اين مولكولها باعث تسكين درد مي‏شوند. همچنين موزيك با انرژي‏زائي در بدن از طريق تأثير بر نرونهاي مغزي مي‏تواند بر تعداد تنفس و ضربان قلب كه خود نمودي فيزيولوژيك از آرامش يا استرس هستند اثر بگذارد.

- در سال 1983 ، دو محقق به نامهاي Melzain  و Wall در تئوري خود اعلام كردند كه احساس درد و پردازش آن يك روند پيچيده از ارسال و پردازش سيگنال‌هايي است كه در طي يكسري نرون خاص به مغز مي‏رسند. آنها اين مسير را تحت عنوان دروازه درد ناميدند، حال اگر اين دروازه باز باشد، يك محرك دردآور مي‏تواند باعث ايجاد احساس درد شود، اما يكسري مكانيسمها وجود دارند كه با اين مسير پردازش تداخل پيدا مي‏كنند و در اصطلاح دروازه درد را به صورت كامل يا ناقص مي‏بندند و موسيقي هم با اين مكانيسم باعث ساپرشن درد مي‏شود.

-موسيقي در طرف چپ مغز يعني همانجايي كه محل پردازش زبان است، درك مي‏شود. موزيك با اثر بر روي سيستم ليمبيك باعث تنظيم و اداره احساسات فردي مي‏شود و به علاوه بعضي از مسائل فيزيولوژيك غيرارادي از قبيل يأس، احساس درد، فشارخون، را هم تنظيم مي‏كند.

اين تئوري كه به نظر قانع كننده ‏تر است براساس Centry Fugal Control  استوار است يعني تمركزي كه از CNS به يك امر خاص مي‏شود سبب مهار اطلاعات رسيده از محركهاي ديگر و تشديد ايمپالسهاي آن محرك مورد توجه مي‏گردد. افرادي كه درد دارند اگر بر روي درد خود تمركز كنند، گذر زمان را كمتر احساس ميكنند و به نظر آنها زمان ايستاده است كه اين امر در تشديد درد آنها فوق ‏العاده مؤثر است. موسيقي با جلب كردن حواس فرد به خود، و خود فرد نيز با تمركز ارادي و عمدي روي موسيقي مي‏تواند با توجه به مكانيسم ذكر شده سبب كاهش درد شود.

با توجه به مسائل ذكر شده، پيشرفت سريع موسيقي درماني در دو دهه اخير امري دور از ذهن نيست و توجه بيشتر به اين شاخه طب حاشيه مي‏تواند نتايج بسيار خوبي داشته باشد.

دانشجويان سال چهارم پزشكي

 نقل از فصلنامه علمی زانکو ( کمیته تحقیقات دانشجویی)

****************************

راه هایی برای مقابله با استرس



استرس پاسخ طبيعي بدن ما نسبت به تغييرات محيط بوده و حالتي است كه توان سازگاري با اين تغييرات را در انسان ايجاد مي‌كند. چنانچه استرس از حالت عادي و طبيعي خود خارج گردد عوارض خطرناك و جبران ناپذيري را بر بدن ما، زندگي ما، روابط ما و آينده ما ميگذارد. امروزه به دليل تعدد عوامل استرس‌زا و كاهش توان مقابله افراد با آنها نقش ويرانگر استرس بيشتر خودنمايي ميكند. از اين رو آگاهي از روش‌هاي مؤثر براي مقابله با آن ضروري به نظر مي رسد.

راهبردهاي مقابله با استرس (بالا بردن توان عمومي مقابله)

1- محيط فيزيكي خود را تنظيم كنيد: نور، رنگ و سر و صدا عناصري هستند كه بر حواس ما اثر گذاشته و مي‌توانند فشارآفرين بوده ، يا برعكس كاهنده‌ي استرس باشند.
2- خودتان را تشويق كنيد: خيلي وقتها آدم‌ها تحت فشار قرار مي‌گيرند چون خودشان را سرزنش مي‌كنند، حتي زماني كه مقصر نيستند. در چنين مواردي بزرگترين خطاي فرد خودگويي‌هاي منفي است، چون استرس‌آفرين است.
3- افراد موفق را انتخاب كنيد: روابط بين فردي محتاج سرمايه‌گذاري عاطفي فراواني است. افراد منفي‌باف، انتقادگر، يا منزوي، بر استرس وارده بر افراد ديگر مي‌افزايند و بر عكس افراد خوش‌بين كه خودباوري بالاتري دارند، استرس زيادي در اطرافيان خود وارد نمي‌آورند.
4- به خودتان جايزه بدهيد: جايزه و تشكر در قبال انجام كاري، يك بخش حياتي مديريت استرس است چون اندورفين يا اوپيوئيدهاي درونزاد بدن را آزاد مي‌سازد (درست همان موادي كه فرد براي كاهش استرس آنها را به شكل مصنوعي موجود در مواد مخدر مصرف مي‌كند). منظور از جايزه هر چيزي است كه براي فرد لذت بخش است و باعث لبخند زدن وي مي‌شود. يك توصيه اساسي اين است كه هر فردي دست‌كم يك كار لذت بخش را براي خودش در طول روز برنامه‌ريزي كند.
5- رسم و قاعده‌اي براي خود مقرر كنيد: افراد پر مشغله استرس زيادي را تحمل مي‌كنند چون سيستم، الگو يا قاعده‌ي خاصي را براي زندگي روزمره خود تعيين نمي‌كنند در حالي كه داشتن رسوم يا عادت‌هاي خاص هم صرفه‌جويي در وقت است (چون لازم نيست هر روز براي زندگي برنامه‌ريزي نمود) هم در شرايط افزايش استرس به فرد كمك مي‌كند، چرا كه فرد احساس مي‌كند عليرغم استرس فراوان يا پيش‌بيني ناپذير، چيزي وجود دارد كه در زندگي ثابت است (برنامه‌ي كلاسي منظم، برنامه امتحاني غيرقابل تغيير هم صرفه‌جويي در انرژي رواني است).
6- به زندگي معنوي خود غنا ببخشيد: داشتن يك اعتقاد مذهبي، افق ديد ما را وسيع مي‌كند، به ما سعه‌ي صدر مي‌دهد و در شرايط استرس‌هاي عميق بسيار كمك كننده است
7- دفتر يادداشت روزانه داشته باشيد: اينكه فردي همه روزه احساس‌هاي ناخوشايند خود را در يك دفتر روزانه يادداشت نمايد (مخصوصاً كساني كه به سختي مي‌توانند درباره مشكلاتشان صحبت كنند، يا گوش شنونده‌اي در اختيار ندارند)، به فرد كمك مي‌كند تا هنجارهاي منفي‌اش را بيرون ريخته يا به عبارتي از خود دور سازد.
8- از كمال‌گرايي روي برگردانيد: اگر از آنهايي هستيد كه كارهايشان را به تأخير مي‌اندازند چون نمي‌دانند چگونه بايد آنها را به عاليترين شكل ممكن انجام داد يا اگر از دسته افرادي هستيد كه كار انجام شده را چندين و چند بار مرور و ويرايش مي‌كنند، تا اينكه بالاخره از مهلت مقرر مي‌گذرند و كار تمام نمي‌شود، اين توصيه شامل حالتان مي‌شود. شايد بهترين راه مديريت زمان باشد.
9- بچه شويد. يك راه خيلي خوب مقابله با استرس انجام كارهاي بچه‌گانه است، امتحان كنيد. وقتي تحت فشار قرار مي‌گيريد، يك مداد شمعي برداريد و نقاشي كنيد، يك فيلمي را كه در كودكي دوست داشتيد تماشا كنيد.
10- از سرعت خود بكاهيد: كساني كه كار را با آرامش بيشتر و به آهستگي انجام مي‌دهند، كمتر تحت فشار استرس قرار مي‌گيرند.
11- همواره براي تغيير آماده باشيد: شك و عدم اطمينان را به حداقل برسانيد. در شرايط بي‌تصميمي، هر تصميمي بهترين تصميم است.
12- به تعطيلات برويد: تعطيل از ريشه عطل است يعني خالي، بدون كار. هر فردي بايد اوقاتي را در زندگي‌اش داشته باشد كه خالي از تمامي سرنخ‌ها و نشانه‌هاي روزمره‌گي باشد.
13- يك سرگرمي براي خودتان درست كنيد: يعني يك كاري كه مزدي برايش نمي‌گيريد، آن كار را انجام مي‌دهيد چون از آن لذت مي‌بريد. از كجا بفهميم سرگرمي واقعي چيست؟ سرگرمي واقعي اين است كه وقتي به آن مشغوليد، متوجه گذر زمان نمي‌شويد. وقتي آن را انجام مي‌دهيد استرس را فراموش مي‌كنيد و به نهايت آرامش مي‌رسيد.مركز تحقيقات غدد درونريز و متابوليسم (دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى)


نقل از :http://erc.ac.ir/farsi/healthinfo/10.htm
 

**************************

با موسيقي به آرامش مي رسم

نويسنده: دكتر برايان لوك سي‎وارد
مترجم: مهدي قراچه ‎داغي

از روزي كه انسان به آواز آهنگين يك پرنده گوش داد، نقش موسيقي و تأثير قابل ملاحظه‎ ي آن به رسميت شناخته شد. براي لحظه ‎اي چشمانتان را ببنديد و به ترانه ‎ي مورد علاقه ‎تان فكر كنيد. بگذاريد صداي موسيقي در ذهنتان طنين ‎انداز شود. آگاهانه به آن توجه كنيد و احساس كنيد كه بدنتان چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي‎دهد. بدون ترديد، تحريك شنوايي ناشي از موسيقي، مي‎تواند روي حالات جسماني و احساسي ما تأثير بگذارد. موسيقي، از توانايي انگيزه ‎بخشي برخوردار است. قرن‎هاي متمادي از صداي موسيقي به شكل طبل و كوس و دهل براي پيش بردن جنگ‎ها و پيروز شدن در آن‎ها استفاده شده است. اخيراً نيز در حوادث و مسابقات ورزشي، براي رسيدن به پيروزي، از موسيقي استفاده مي‎شود. اما موسيقي به همين اندازه مي‎تواند آرام‎بخش و مسكن نيز باشد. به ياد نواهاي آهنگيني بيفتيد كه از آن‎ها براي خواباندن بچه‎ ها استفاده مي‎شود.
از اين رو مي‎توان گفت كه موسيقي، به روش‎هاي مختلف، بر شرايط انسان تأثير مي‎گذارد و مي‎تواند روي آرميدگي نيز مؤثر واقع شود. درست است كه قرن‎هاست كه از اين امر مطلعيم، اما در روزگار ما و به شكل علمي، خاصيت التيام بخشي موسيقي به اثبات رسيده است. در زمينه ‎ي موسيقي درماني، دو مكتب فكري متفاوت وجود دارد. در مكتب فكري اول، صداي آواز يا صداي ادوات موسيقي مي‎توانند تأثيرات التيام بخش داشته باشند. در اين مكتب فكري، موسيقي درماني كاربرد منظم و به قاعده ‎ي موسيقي به وسيله ‎ي موسيقي درمانگر، براي ايجاد تغييرات احساسي يا ايجاد التيام جسماني در بيمار است. در مكتب دوم به تأثيرات آرامش بخش موسيقي اشاره مي‎شود. بدين مفهوم، موسيقي درماني را مي‎توان توانايي تجربه كردن حالتي تغيير يافته از انگيختگي جسماني و روحي، به كمك نواها، ضرب آهنگ‎ها و لحن‎هاي ناشي از ادوات موسيقي تعريف نمود. در اين مقاله، بيشتر به اين جنبه‎ از موسيقي درماني اشاره كرده ‎‎ايم.
امروزه، موسيقي درماني روشي پرطرف‎دار براي رسيدن به آرامش و آرميدگي است. در جريان يك بررسي كه در سال 1991 انجام شد، 75 درصد كساني كه مورد پرسش قرار گرفتند، گوش دادن به موسيقي را، اقدامي براي كاستن از استرس بيان كردند. در حالي كه موسيقي درماني، روشي مناسب براي افزايش آرامش و آرميدگي محسوب مي‎شود، از توانايي يك اقدام مقابله ‎اي نيز برخوردار است. گوش دادن به برخي از انواع موسيقي، به قدرت پذيرندگي ذهن مي ‎افزايد. از آن گذشته، اين گونه بيان مي‎شود كه موسيقي، بر خلاقيت اشخاص مي‎افزايد و تصورات ذهني را تقويت مي‎كند.


سابقه ‎ي تاريخي
قدما معتقد بودند كه موسيقي، شيطان را فراري داده، سبب التيام مي‎گردد. يونانيان باستان، و از جمله ‎ي آن‎ها، افلاطون، ارسطو و فيثاغورث، به قدرت التيام بخش موسيقي معتقد بودند و اظهار مي‎داشتند كه اگر اشخاص، همه روزه به موسيقي گوش بدهند، به سلامتي خود كمك مي‎كنند. ارسطو معتقد بود كه نواي فلوت بر احساسات انسان تأثير مي‎گذارد. افلاطون نيز مي‎گفت كه موسيقي، موجب هماهنگي و رضايت روح ‎شده، اخلاقيات مردم را افزايش مي‎دهد و بالاخره اعتقاد فيثاغورت اين بود كه موسيقي به انسان هماهنگي مي‎دهد. به باور او، از دست رفتن هماهنگي در انسان، موجب مرض مي‎شود.
پادشاهان قرون وسطي، براي رهايي از احساس تكدّر خاطر و افسردگي و تب، در قصرهاي خود موسيقي پخش مي‎كردند. بعد از آن، بسياري از موسيقيدانان كلاسيك و از جمله باخ، پاشل بل و موزارت، با كمك اشراف و سلاطين، به تصنيف آهنگ‎هايي بدين منظور تشويق شدند. اما تنها طبقات بالاي جامعه نبودند كه از موسيقي استفاده و از آن لذت مي‎بردند. مدت‎ها قبل از آن كه نوار ضبط و سي – دي و راديو و ويديو وجود خارجي داشته باشند، دسته‎ هاي مختلف مردم دور هم جمع مي‎شدند تا به نواي موسيقي و آواز، گوش فرا دهند.
در بسياري از آيين‎هاي قبيله ‎اي در سرتاسر دنيا، از موسيقي استفاده كرده ‎اند. آفريقاييان، قرن‎هاست كه در برنامه‎ هاي مختلف خود از موسيقي استفاده كرده ‎اند.
در سال 1877، اختراع فنوگراف سبب شد تا مردم اقصي نقاط زمين، با موسيقي آشناتر شوند. موسيقي، در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم براي اختلالات ذهني وسيله‎اي درماني گرديد. اما تا قبل از سال 1926،‌ موسيقي هم‎چون ابزاري علمي، براي درمان بسياري از اختلالات باليني مورد تأييد قرار نگرفت. با آن كه ملل مختلف در گذشت سال‎هاي متمادي، از موسيقي براي رسيدن به آرامش استفاده كرده ‎اند، اما تا سال 1946 طول كشيد كه در آمريكا آن را ابزاري التيام بخش به حساب آورده درباره ‎ي آن بررسي‎هاي بيشتري كنند.
در اواخر دهه ‎ي 1970 و اوايل دهه ‎ي 1980 كه موضوع استرس براي مردم از اهميتي خاص برخوردار شد، موسيقي جديدي براي التيام استرس مورد استفاده قرار گرفت تا بر ميزان آرامش و آگاهي‎ هاي اشخاص بيفزايد.

از صدا به سروصدا و موسيقي
صدا، نوعي از انرژي است كه به گوش مي‎رسد. صدا مي‎تواند خوشايند و يا ناخوشايند، دلنشين و يا آزارنده باشد. صداي ناخوشايند و آزارنده را به اصطلاح سروصدا مي‎ناميم. امواج صوتي را با «هرتز»، اندازه مي‎گيريم. شدت صدايي كه گوش تحمل مي‎كند 20 تا 20000 هرتز است كه اين، البته، به كيفيت صدا بستگي دارد. بعضي از صداها را نيز از طريق پوست و استخوان جذب مي‎كنيم.
در حالي كه ارتعاشات به وسيله ‎ي هرتز اندازه ‎گيري مي‎شوند، صداها با معياري به نام «دسيبل» ارزيابي مي‎گردند. گفته مي‎شود كه يك دسيبل، ملايم‎ترين صدايي است كه گوش انسان آن را مي‎شنود. جدول زير فهرستي از صداهاي محيطي را در مقياس دسيبل نشان مي‎دهد.


جدول سطح صداي محيط
محيط با صدا دسيبل
يخچال 45
مسكوني هاي مركز شهر 80
جنگل 35
باران ملايم 50
مته ي كمپرسي 100
چكه ي آب از شير 40
جارو برقي 80-75
موتور سيكلت 100
مناطق روستايي 40
دستگاه تهويه ي هوا 80
موسيقي راك زنده 90-130
موتور جت (به هنگام برخاستن هواپيما) 120-140



اثرات رواني موسيقي
موسيقي، سواي تأثيرات فيزيولوژيايي، روي روحيه نيز اثر مي‎گذارد كه از جمله مي‎توان به هراس و افسردگي اشاره كرد. معمولاً بيشتر اشخاص به تأثير موسيقي بر روي خود اشاره مي‎كنند.

دستگاه مغز و به خصوص هيپوتالاموس، جايگاه نرون‎هايي است كه وقتي از ناحيه ‎ي حس شنوايي تحريك شدند، مي‎توانند روحيه و احساسات شخص را تغيير بدهند. در حالي كه اشخاص، معمولاً در سطح ذهن هشيار به تأثير موسيقي روي روحيه پي مي‎برند، محرك شنوايي مي‎تواند بر ذهن ناهشيار نيز نفوذ كرده به سهم خود، روي روحيه ‎ي اشخاص تأثير گذارد. براي اندازه‎ گيري تأثير موسيقي پس زمينه روي كساني كه در سوپرماركت‎ها خريد مي‎كنند، مشخص گرديد كه خريداران، وقتي موسيقي ملايمي پخش مي‎شود، بيشتر در راهروهاي بين قفسه ‎هاي اقلام فروشگاه وقت صرف مي‎كنند و در نتيجه ميزان فروش افزايش مي‎يابد. در ضمن، ثابت شده كه پخش موسيقي ملايم در مطب پزشكان و دندان‎پزشكان تأثيرات آرام كننده ‎ي فراوان دارد.
موسيقي مي‎تواند احساسات توأم با استرس را تخفيف بدهد. در زماني كه سينما هنوز صامت بود، در سالن‎هاي سينما براي بالا بردن احساسات تماشاچيان، در صحنه ‎هاي عاشقانه، از نوازندگان پيانو استفاده مي‎كردند. به اين شكل كه وقتي تصوير يك صحنه‎ ي عاشقانه روي پرده نمايش داده مي‎شد، يك نوازنده ‎ي پيانو آهنگ خوشايندي را در لحظه مي‎نواخت. بعد از آن و با صدادار شدن فيلم‎هاي سينمايي، از موسيقي به ميزان وسيعي در فيلم‎ها استفاده شد.
در حالي كه امروزه، پخش موسيقي در فروشگاه‎ها و آسانسورها بسيار رايج است، در اتاق‎هاي عمل نيز موسيقي پخش مي‎شود تا بر سرعت التيام بيفزايد. براي اندازه ‎گيري تأثير موسيقي روي بيماران مشوش بيمارستان‎ها، دكتر «هلن بوني»، موسيقي درمانگر، نوارهايي از موسيقي تهيه كرد تا در بخش مراقبت‎هاي ويژه‎ي بيمارستان جفرسون در پورت تاون سند ايالت واشينگتن و بيمارستان ديگري در بالتيمور پخش شوند. معلوم شد كه پخش موسيقي، روي فشار خون، ضربان قلب، تنفس و تنش‎هاي عضلاتي تأثير آرام‎بخش دارد. پخش موسيقي، به افزايش خواب بيماران كمك مي‎كرد و از شدت اضطراب و افسردگي آن‎ها مي‎‏كاست.
موسيقي، روي احساس و انديشه ‎ي انسان تأثيراتي بر جاي مي‎‏گذارد كه از عهده ‎ي زبان و كلام ساخته نيست. موسيقي مي‎تواند دفاع‎هاي قدرت‎مند احساس را درهم فرو ريخته و ابراز احساسات را ميسر سازد. به همين دليل، روان‎شناسان و روان‎پزشكان براي تخليه ‎ي بسياري از هيجانات پنهان هم چون خشم، از موسيقي استفاده مي‎كنند.
ترديدي نيست كه موسيقي، روي احساسات در سطح هشيار و ناهشيار تأثير فراوان دارد. انواع مختلف موسيقي، مي‎تواند روي برافروختگي و نيز آرامش انسان تأثير گذارد. در جريان يك بررسي و به منظور ارزيابي رابطه ميان انواع موسيقي، انتخاب موسيقي و لذت و شادي و حالات آرميدگي، والري استراتون و آنتوني زالانوسكي (1984) به اين نتيجه رسيدند كه يك موسيقي خاص روي همه ‎ي اشخاص توليد آرميدگي نمي‎كند، بلكه ميزان علاقه ‎‎ي اشخاص به موسيقي انتخاب شده، در ايجاد آرميدگي مؤثر است. در جريان يك بررسي ديگر، ويليام ديويس و ميشل توت (1989) بر آن شدند كه ببينند در نظر اشخاص مختلف كدام موسيقي آرامش بخش ارزيابي مي‎شود. در اين بررسي مشخص گرديد كه نواهاي مختلف، روي اشخاص مختلف، اثرات متفاوت بر جاي مي‎گذارد.
http://www.falahisocialworker.blogfa.com
**************